محمد يار بن عرب قطغان
345
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
مديد و عهد بعيد است كه منصب جليل القدر خطابت مسجد عاليهء بخارا مفوض به اوست ، خطبهء غرّا انشاء كرده ، صحيفهء آن را به نام خجستهفرجام و القاب كرام او تزيين داد و منشى درگاه صورت اين معنى را قلمى كرده ، به اطراف و اكناف فرستاد . به اطراف جهان فرمان فرستاد * اساس خطبه را نو كرد بنياد ز هر سو سركشان در خدمت شاه * بماليدند رخ بر خاك درگاه كمر بستند و سر بر خط نهادند * به طاعت گاه فرمان ايستادند مزيد دعايش را همه عالم به اخلاص * همى گفتند اندر خلوت خاص به دست بندگانت باد تسليم * كليد دار الملك هفت اقليم بعد از آنكه از تدبير مهمات سلطنت فارغ شد و جلوس همايون بر تخت دولت روى داد ، منصب جليل القدر نقابت كل ولايت را به جناب يوسف خواجه ارزانى داشت . و روز ديگر از ولايت زامين در غايت عزّ و تمكين لواى نهضت برافراخت . چون قريهء ديزق از نزول موكب خجستهنسق زينت و رونق گرفت ، از آن منزل اميرزادهء فرخندهنشان محمد باقىبى دورمان را به سمرقند جهت طلب برادر سعادتاثر عباد الله سلطان روان ساخت . چه بر خاطر دريا مقاطر او پرتوى اين معنى تافته بود كه گويا جناب سلطان توهم دارد كه مگر حضرت اعلى را از او گرد نقارى و حدثهء غبارى بنابر عدم همراهى در يورش گذشته بوده باشد . بنابرآن هم در آن ( 209 ب ) مكان تا آمدن برادر توقف نمود . و شاهزادهء فرخندهشأن عباد الله سلطان از جهت طلب حضرت صاحبقران خوشدل و شادمان از سمرقند برآمده ، به جانب اردوى همايون شتافت و شرف دستبوس و دولت ملاقات برادر خجستهصفات سكندرآيات دريافت . و حضرت اعلى رعايت به احوال برادر نموده ، از حال او بسيار بسيار پرسيد و اظهار عطوفت و مهربانى نموده ، در آغوش مرحمت كشيده و بعد از عنايت فراوان و كرامت بىپايان كه شامل حال برادر فرخندهنشان عباد الله سلطان گردانيده ، او را اجازت مراجعت به صوب سمرقند فرمود . و خود عنان بىكران عزيمت دار الملك بخارا كه مطلع خورشيد دولت و مشرق صبح سعادت است برتافته ، نهضت نمود . در اين اوان امير كبير فرخندهنشان ، حاجى الحرمين ، جان علىبى اتاليق با جمعى از خلايق از بخارا به استقبال شتافته ، در منزل