محمد يار بن عرب قطغان

342

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

تبرك جسته ، ختمامت كريمه به اتمام پيوست . و خوانسالاران خوان‌هاى فراوان نهاده طعام‌هاى بىكران كشيدند و اطعمهء بىانتها به مصرف يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً رسانيدند و جناب سلطان انواع مكرمت و اصناف مرحمت دربارهء فقرا و مساكين ارزانى نمود و صدقات بىپايان به مستحقان كرامت فرمود . بعد از عاقبت آن نواب سلطان دست رضا در ذيل آويخته ، فرمود كه تا مردم از شعار سوگوارى بيرون آيند و عواطف شاهانه شامل حال آن طايفهء با عزّ ( 207 الف ) و اقبال ساخته ، همه را به اعزاز و اكرام و خلعت ، انعام و نوازش كرد . در اين واقعهء هايله بسيارى از فضلا و شعرا ، تواريخ دلپذير و مرثيهء بىنظير معروض ضمير سلطان جهانگير گرداندند . و در اين‌جا همين چهار مصراع اختصار افتاد . تا دو تاريخ بحر فوت شد « 1 » * خامه بيتى چنين رقم فرمود حيف از پادشاه درويشان * آه از شاه عاقبت محمود آخر همه اشتهار كشيده و حديث فتح فرغانه نيز به مسامع اعلى و ادنى رسيد . بنابرآن صناديد ايران و توران از اقصاى كابل و بدخشان تا حوالى خراسان و اشراف بلاد ماوراء النهر متوجه درگاه پادشاه بهرام‌قهر شدند و عالى حضرت ، متعالىمرتبت ، ولايت‌منقبت ، مخدوم‌زادهء جهان ، خواجه كلان از بخارا ، به جمعى از اشراف به عتبهء كعبه مطاف شتافتند و عنان عزيمت به صوب آن حضرت تافتند . و يوسف خواجه ولد جناب سيادت‌مآب ، نقابت انتساب ، حسن خواجه نقيب و جناب نزديك خان كه در آن اثنا از زيارت بيت الله و طواف مدينهء حضرت سيد الانام - عليه الصلاة و السلام - باز آمده بود و فريق ديگر از امراى بااعتبار كه جهت حوادث روزگار از نظر اعتبار خاقان كامكار روزى چند دور افتاده بودند مانند نويين اعظم‌نظربى نيمان و امرا بااقتدار سرخون‌بى ، به حق در ذيل عنايت خواجهء هدايت‌آثار توجه فرمودند . و چون خبر وصول مخدوم‌زادهء جهانيان به مسامع علّيّه حضرت صاحبقران رسيد ، آن حضرت بىتوقف از خجند سوار شده ، به عزم ملاقات خواجه كلان ( 207 ب ) مذكور متوجه گرديدند . در موضع نقرندى كه از توابعات اوراتپه است پيش آمده ، شرايط استقبال و مراسم تعظيم و اجلال بجاى آورده ، خواجهء مذكور نيز به مراسم تعزيت ولد خاقان

--> ( 1 ) . س : تا دو تاريخ بهر فوت بشد .