محمد يار بن عرب قطغان
341
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
ترك همه سراسيمهوار از غايت اضطرار ، قطرات بسيار از چشم اشكبار به روى روزگار بريختندى و مانند رعدوبرق از آهوفغان در جهان انگيخت . ز هر سو ناله و فرياد برخاست * برآمد ناله و آه از چپ و راست خلايق جامه بر تن چاك كردند * ز دست مرگ بر سر خاك كردند و آنروز حضرت سلطان و جناب خواجه كلان با جميع اعيان تغيير لباس كرده ، خلعتهاى سوگوارى دركردند و در جنازهء آن حضرت از ارگ تا مسجد جامع قديم بخارا پياده آمدند و حضرت سلطان به اتفاق حضرت خواجه كلان نماز جنازهء خاقان سكندرمكان را مفوّض به حضرت اعلم العلماى زمان ، خواجه خرد عزيزان [ كه ] از اولاد و احفاد حضرت عزيزان خواجه على راميتنىاند ، كردند و از آنجا نعش غفرانمآب خاقان كامياب را به جوار مزار فيض الانوار ، فايض الآثار ، خواجهء بزرگوار خواجهء نقشبند - قدس اللّه تعالى روحه - بردند و بر تخت عالى والد فردوسمكان كه از محدثات او بود ، به خاك سپردند . و حكم سلطان صدور يافت كه بر سر مرقد منور و مشهد معطر حضرت خاقان سكندرفرجام ، حفّاظ كلام اكبر هر روزه شام و سحر ختمات بىحدّ و مرّ به تقديم رسانند و بر وفق آيت خمسه خجسته درايت إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ بندگان درگاه اسلامپناه فقرا و ضعفا و ساير مستحقان را به اطعمهء فراوان و صدقات بىپايان مخصوص و بهرهور گردانيد . و روز پنجم نخست مخدومزادهء جهان خواجه كلان ( 206 ب ) و جميع اعيان و تمامى بزرگان و متعينان از اكابر و اشراف تاسوقيه و اصناف را صلاى عام دردادند و به رسم تعزيت ترويح روح پرفتوح آن حضرت در مسجد جامع قديم ، الوان طعامهاى گوناگون و انواع خوردنىهاى از حد افزون به ماطن [ ؟ ] تازه و خوانهاى بىاندازه نهادند . و بعد از آن سلطان فرخندهنشان عباد الله سلطان در روز هفتم هم بر سر مزار فيض آثار خواجهء بزرگوار رفته ، فرمود تا كمربستگان درگاه نصرتسپاه به ترتيب آش داده ، استقبال نمودند . و تمامى اكابر و اشراف كه از اطراف و اكناف آمده بودند و مجموع سپاه و پسران با عزّ و جاه كه به عتبهء گردون اشتباه اجتماع كرده بودند ، هركس به مقام لايق و محل مناسب على قدر مراتبهم و فراخور منازلهم نشستند . مجلس شريف حضرت سلطان و جناب خواجه كلان و حافظان خوش الحان به تلاوت آيات قرآن