محمد يار بن عرب قطغان
335
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
كرده به جانب ميمنه و غرجستان بازگردانيد . و خود به دولت تمام و عظمت مالاكلام به جمعى از سران سپاه و گردنكشان درگاه متوجه اعداى تحت سپاه شده ، طنين طنطنه به همّت همايون در طاس فلكآبگون انداخت و صداى كوس عزيمت در ايوان كيوان پيچيده ، ساكنان شهر خضرا در چرخ ساخته . چون مركب همايون از ولايت نسف عزيمت نمود ، بعد از طى منازل و مراحل به مقام چهارشنبه پرميش 282 كه جايى است به غايت دلكش و نزه ، نزول فرمود . در آن منزل فرخنده مثال از طرف قلبابا كوكلتاش آمده خواجه محمد قاسم ديوان كه سالهاى فراوان در آن ولايت ، ديوان به استقلال بود ، همراه خويش آورد . همان روز جهت آنكه در مقام بازخواست از او منعى كرامنده مىطلبيدند و او خود را از اداى آن عاجز مىشمرد ، شحنهء قهر او را به قبضهء چندى از قلماق خاصه سپرد و هرچند نمك در كام او ريخته ، عمر شيرين بر او تلخ و شور كردند ، فايدهاى بر آن مترتب نشد و او همچنان اظهار عجز مىكرد تا آخر روز جان به قابض ارواح سپرد و خواجه كمال الدين حسين ديوان تاريخ فوت او « قلماق كشت » يافت . ( 991 هق ) بعد از آنكه بيدنه قورقى محل نزول اجلال شد ، در آن مقام [ ؟ ] « 1 » كس [ نزد ] يوسف خواجه ولد حسن خواجه نقيب آمده ، واقعهء ناگزير فوت والد شريف او به عرض رسانيد و خاطر دريا مقاطر حضرت اعلى را به غبار اين حادثه تيره گردانيد و در تاريخ خواجهء نقابت آثار قلم درربار عنبرين گفتار ( 202 ب ) اين نظم به عرض رسانيد : دردا كه نقيب حضرت خان زمان * برتافت رخ از ملك « 2 » جهان سوى جنان چون سرور سادات جهانى بودست « 3 » * تاريخ « 4 » شدش « سرور سادات جهان » و خاقان دريادل هم سنهء 991 در آن منزل ، [ خواجه ] كمال الدين حسين ديوان را از ديوانى معاف داشت و مهم وزارت در قبضهء اقتدار او خواجه ميرم بن ميرزا بيگ ديوان گذاشت .
--> ( 1 ) . س : يك كلمه خوانده نشد . ( 2 ) . س : فلك ( 3 ) . س : بود ( 4 ) . س : زان تاريخ