محمد يار بن عرب قطغان

330

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

مرض و علّت بدل شد و تشويش بر آن شهريار خجسته‌اثر مستولى گشت و شجرهء وجوه آن حضرت روزى چند مانند درخت بيد از ثمرهء صحت درگذشت . بنابرآن كس به جانب بخارا فرمود . اقضى القضاة خواجه نور الدين محمد قاضى فرستاده ، حكم فرمود به جمعى فراوان ، از شهر تا پنج فرسخ هرجا مرقد شريف باشد ، توجه نمايد و نذورات فراوان و اطعام بىكران به مستحقان رساند ، استمداد و همّت از ارواح اعزّه فرمايد . و قاضى مذكور كه اختيار دستگاه خاقان نصرت‌پناه بود به فرموده عمل نموده ، به همراهى ائمه و خواص از روى نياز و اخلاص به صدق نيّت و صفاى عقيدت به زيارت تربت شيوخ « 1 » عظام و اولياى كرام توجه فرمود و همه‌جا طريق طوف بجاى آورده ، از آنچه بايدوشايد آداب و شرايط زيارت تقديم نمود و در جميع مزارات صلات و صدقات به فقرا و ( 199 الف ) و مستحقان رسانيد و همه را به موجب اكرام و مواهب انعام خان خجسته‌فرجام ، خرم و شادكام گردانيد و ارواح تمام اعزّه را وسيله ساخته ، از حكيم بىعليّت ، التماس صحت داشت فايض البركات نمود . و برحسب فرمان خاقان سكندرنشان مبلغ كرامند بيرون از حيّز چون‌وچند به جميع اهل درس و فتوى و اصحاب زهد و تقوى و ساير فضلا و علما و باقى طلبه و فقرا از آنچه در مدارس و مساجد و خوانق و معابد بودند ، على قدر درجاتهم و تمايز مراتبهم قسمت فرمود . جناب قلبابا كوكلتاش نيز به سبب فراز خانى به سمرقند برد ، خود به ارباب استحقاق تقسيم كرد و پانزده‌هزار خانى به قصبه بلخ فرستاد و در ساير بلاد ماوراء النهر هرجا از اهل علم و تحصيل و ارباب عقل و تكميل بود ، از انعام عام آن حضرت حظّى فرمود ، نصيبى وافر گرفت . در اين اثنا از طرف حصار ايلچى اوزبك سلطان آمده ، به درگاه اسلام‌پناه شتافت و پسر مظفر سلطان ولد جوانمرد على سلطان را دست‌آويز ساخته ، شرف آستان‌بوسى دريافت . و آن حضرت او را تشريفات گرانمايه پوشانيده ، انعام و اكران نمود و اجازت مراجعت فرمود . و هم در اين اوان عبد الصمدبى بنابر فرمان خاقان سكندرنشان از اندجان برآمده ، عازم بخارا شد و در مرغينان بابا سلطان برادر بوزه‌خور سلطان را دستگير كرده ، متوجه پايهء سرير خلافت گشت .

--> ( 1 ) . س : شيخ .