محمد يار بن عرب قطغان
290
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
ولايت خجند و چهار ( 171 ب ) صده را به مير مؤمن داده ، اولاد درويش خان را همراه او فرستاد . و روز ديگر خاقان ستوده سير سمند فيروزمند جولان داده ، رو به مستقر حشمت نهاد . و بعد از طى منازل و قطع مراحل ، روز دوشنبه دوازدهم ماه جمادى الثانى هنگام شام شهريار خجستهفرجام به مركز عزّ و اقبال نزول اجلال نمود و سايهء عنايت بر سر اهل ولايت انداخته ، در مقر عزّت تكيه فرمود . و چون شهريار سكندرمرتبت از جانب ارباب عداوت خاطر جمع ساخت و به مستقرّ جاه و حشمت فرود آمد ، به عيش نشاط پرداخت . و درين اثنا بار ديگر از طرف اعدا دوستم بى ولديولتوردكبى آمده ، نخست به سمرقند شتافت و ملازمت حضرت عباد الله سلطان را يافت . و عرضه داشت بابا سلطان مشتمل بر اظهار ندامت و پشيمانى و مخالفت صاحبقرانى [ كه ] مضمون به التماس عفو نوشته بود ، به جانب سلطان آورد تا واسطه شده غبار حزن و ملال [ كه ] بر خاطر حضرت از جانب او به تكرار نشسته بود ، بيش از اين نگذارد . چون نواب عباد الله سلطان بر اين معنى مطلع گرديد ، جناب سيادتمآبى حسن خواجهء نقيب خود را همراه دوستمبى به بخارا فرستاد كه واقعهء عرضه داشت و واسطه كردن سلطانى را به سمع آن حضرت رسانند . القصه ، چون خواجهء مذكور خاقان منصور را در ولايت چهارجوى ملازمت نموده پيشكشهاى مناسب كشيد و مكتوبى كه بابا سلطان بر ظهور شرمندگى و غايت نياز و بندگى و كمال عجز و سرافكندگى ارسال داشته بود ، به عرض رسانيد و معلوم خاطر انور گردانيده سلاطين سمرقند را از خود جدا گردانيده و از مملكت خويش ( 172 الف ) دور رانده ، به حضرت وافى العطايا ، خورشيد انجلاى ، اين مضمون رسانيد كه ظاهرا آنچه در اين دفعه نوشته به حسب ظاهر صدق دارند و خلاف نمىنمايند . بنابرآن امير كبير قلبابا كوكلتاش را فرمود تا تهيهء اسباب خويش كرده ، عبد الغفار سلطان را پيش بابا خان برد . و عبد الغفار سلطان را اسباب سلطنت و اساس حشمت از طبل و علم و خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه و نقود بسيار و اشتران با مهار انعام فرمود . و امراى مذكور با غنايم موفور و اسباب نامحصور در اواخر رمضان همراه عبد الغفار سلطان جانب تاشكند و تركستان متوجه گرديد و در اواخر ماه شوال به شوكت تمام و جمعيت لاكلام به تاشكند رسيد . و بابا سلطان ملاقات كرده ، پيشكشهاى نامى و هداياى گرامى كشيده و بابا سلطان مدت چند روز امير كينافروز قلبابا كوكلتاش را نگاه داشته ، بزمهاى لايقه و مجلسهاى متناسقه ساخت و به انعام فراوان و