محمد يار بن عرب قطغان

267

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

شجرهء حيات خداى بردى سلطان را بر خاك هلاك انداخت و امراى بااعتبار را نيز به موكب همايون رسانيدند و برحسب فرموده به تيغ بىدريغ از هم گذرانيدند . آتش چو درگرفت ، تر و خشك جمله سوخت . ذكر توجه نمودن حضرت صاحبقران سعادتمند به عزم محاصرهء قلعهء سمرقند و چون خاقان مظفرلوا بعد از هزيمت نمودن اعدا متوجه بلدهء سمرقند گرديد و كامران و كامكار بر دور حصار سمرقند رسيد ، اهل سمرقند از غايت شتماق به اتفاق طريق نزاع و خلاف پيش گرفته ، دروازه‌ها را استوار ساختند و به استحكام برج و باره پرداختند . و همان لحظه فوجى از عساكر نصرت‌آثار به عزم تسخير رو به قلعه و حصار آوردند و آتش محاربه و قتال از طرفين افروختند . و روز ديگر از مبارزان ظفراثر خواجه ميرزا قبچاق كه به وفور شجاعت و كثرت جلادت منظور نظر خاقان سكندرشوكت بود و در مصر حسن و ملاحت ، به چشم عزيزان يوسف ثانى مىنمود ، كمر ستيز برميان بسته ، روى به قلعه نهاد . و ساير لشكر فوج‌فوج و هزاره‌هزاره به گرد باره درآمدند و قدم در وادى دلاورى رانده ، بر لب خندق رسيدند و در حينى كه آن گروه فلك‌شكوه از آب خندق گذشته ، دست در دامن قلعه آويختند . ناگاه تيرى از شصت قضا گشاد يافت و به دهان خواجه ميرزاى مذكور رسيد و به همان زخم از سراى فانى به دار جاودانى خراميد . و حضرت اعلى از حدوث اين واقعه عظمى حكم فرمود كه لشكر فيروزىاثر پيرامون حصار درآيند و دست همّت در كمر باره زده ، قلعه را تسخير نمايند . و سپاه ظفرنشان بنابر حكم خاقان سكندرفرمان دامن جرأت ( 155 ب ) برميان بسته ، جنگ‌كنان به قلعه رسيدند و پاى اهتمام بر سر خاكريز مانده ، سراپردهء تسخير بر اوج برج آن حصين كيوان‌نظر كشيدند . هرچند اهل حصار به مدافعهء سپاه جلادت‌آثار پرداختند ، به هيچ‌وجه روى توجه برنتافتند و دروازه‌ها را مانند دل اعدا شكسته ، به درون قلعه شتافتند . هر كه گردن پيچد از صاحبقران * سور او ماتم شود ، سودش زيان و سپاه نصرت‌شعار دست تسلط و اقتدار به غارت و تاراج برگشاد . و صاحبقران دين‌پرور كه حسن اهتمامش همواره بر مرحمت و مكرمت مقصور است فرمود كه عساكر فيروزىاثر بعد از اين دست از ذيل نهب و تاراج گذارند و پاى استيلا از كوى غارت كشيده