محمد يار بن عرب قطغان

258

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

نايرهء غضب بر اين وجه شعله زند و از روى قهر و غلبه [ تسخير ] اين قلعه ميسّر گردد و يحتمل كه سكان او به واسطهء جمعى از مردم پريشان‌كار كه باد نخوت و پندارى در دماغ جاى داده‌اند ، به آتش بىنيازى سوخته خواهد شد . مناسب آن مىنمايد كه به لب آب مرغاب رفته ، بند آن را اندازيم و مردم را كوچانيده ، لواى مراجعت برافرازيم و بعد از آنكه ( 148 ب ) مردم آنجا به جهت بىآبى از آنجا گشتند ، آن زمان طوعا و رغبة قلعه را تسليم [ خواهد ] نمود . و اين عريضه موافق طبع آن حضرت افتاد ، حكم فرمود تا مردم را از آب آمويه گذرانيدند و به نواحى بخارا رسانيدند و خود بر سر آب رفته ، بند آن را ويران ساخت و از آنجا عنان عزيمت به صوب دار السلطنت بخارا برتافت . شرح اين حال بر سبيل اجمال آنكه ، سلطان نامدار خسرو سلطان به امراى فلك‌مقدار هواى صيد و شكار در سر افتاد و از بلدهء كش روى توجه به جانب سنگ سوراخ گذاشت . در اين اثنا كه در قلعهء كش كس نماند ، ابو الخير سلطان بن جوانمرد على خان بن ابو سعيد خان بن كوچكونچى خان به اغواى جمعى از مفسدان در تاريخ ماه جمادى الثانى سنهء خمس و سبعين و تسعمائة ايلغار كرده ، متوجه شهر سبز شدند و سر صبح كه جمشيد زرين ركاب مهر ، تسخير قلعهء خضراى سپهر نمود ، حيله‌اى انگيخته و رنگى برآميخته ، خود را در شهر سبز انداخت و از امراى خسرو سلطان چون توغمه اتاليق و برادران چولاق اتاليق را گرفته به قتل رسانيد . چون خبر اين واقعهء عظيم به سمع سلطان رسيد ، آتش حميّت و شعلهء غيرت از نهاد او زبانه كشيد و بىتوقف به دفع اين حادثه پرداخت . و صورت اين واقعه را قلمى كرده ، به جانب حضرت اعلى روانه ساخت و خود بىتوقف با جمعى اندك به دور قلعهء كش آمده ، محاصره فرمود . و حضرت اعلى نيز با لشكر فراوان و سپاه بىكران روى توجه به جانب اعدا نهاد . و چون خسرو سلطان از توجه خاقان ظفرنشان خبر يافت ، شرايط استعجال به تقديم رسانيده ، به استقبال شتافت . و حضرت خان صاحبقران بعد از ملاقات خسرو سلطان به اتفاق برادران روى توجه به محاصرهء شهر سبز گذاشت و هم در ماه جمادى الثانى ( 149 الف ) سنهء مذكور لشكر منصور اطراف و جوانب آن قلعه را چون نگين انگشترين احاطه نمودند و در برابر هر برجى امير و در مقابل هر باره‌اى ، دليرى تعيين كردند . و ابو الخير سلطان تير از كمان جسارت [ كشيده ] ،