محمد يار بن عرب قطغان

257

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

جان علىبى نيمان و نظربى نيمان و سلطان ياربى دورمان و توروم‌بى دورمان و تنيش‌بى جلاير و جان گيلدىبى اوتارچى و قلبابا كوكلتاش و غير هم را پيش فرستاد و حكم كرد كه دو اسبه ايلغار كنند و چنان سازند كه مردم مرو خبردار نشوند . و آن جماعه حسب الحكم خان سكندرمرتبه ، از آن مقام ايلغار كرده ، متوجه مرو شدند . و چون از شروشتر گذشته در موضع سرداب فرود « 1 » آمدند ، اركان دولت و اعيان حضرت در آن موضع حلقه بستند و به رسم مشورت با يكديگر نشستند . و از آنجا كه كمال تكبر و غايت تجبر سلطان يار بىدر باب مشورت با جمعى « 2 » از اركان دولت تخلف نمود و ميان او و نظر بى خلاف مخالفت روى داده به نزاع انجاميد و بىحجابانه آن دو امير بزرگ بر سر هم شمشير كشيدند و به جهت اين نزاع ، آن جماعه دو فريق گرديدند . جمعى از امرا به اتفاق نظر بى متوجه شدند و فريقى به همراهى سلطان « 3 » ( 148 الف ) يار بىروان گشتند . اما پيش از آنكه سلطان يار بىبا ساير امرا به مرو رسند « 4 » ، نظر بى بنابر آنكه راه‌وروش آن ولايت را قياس به ديگران نيكو مىدانست ، پيش از همه در آن شب به قلعه رسيد و آتش افروخته و سر در سپر كشيده ، به آتش شجاعت دروازه‌اى را كه جانب شمال قلعه است و به درهء پهلوان احمد 271 مشهور است ، درهم سوخت و قدم به دربند او نهاده بود كه مردم شهر اطلاع يافته ، در مجادله كوشيدند و دست مقابله در مدافعه گشادند و از عرصهء جلادت با وجود آن همه مبارزت از شهر برآوردند و دست او را به زخم تير آزار كردند . ليكن سلطان ياربى هم در آن شب بعد از گم كردن راه به درهء محمد پير كه جانب غربى شهر است ، بىتردد زمام اقتدار به انامل اختيار حضرت آفريدگار سپرد و از رخش فرود « 5 » آمده ، آتش برافروخت و سر در سپر كشيده ، خواست كه آتش در زير دروازه افكند . ناگاه از بالاى حصار مخالفى شصتى گشاد و سپر تدبير مفيد نيفتاد و آن تير راست بر هدف جبين او آمده ، چنانچه آن امير كبير به زخم يك چوبه تير در همان دو سه روز وفات كرد . بنابراين وقايع ، آن شب تسخير قلعه در ورطهء تأخير افتاد . روز ديگر خان ستوده‌سير با ساير برادران خجسته‌اثر با سپاه و عسكر در كنار خندق فرود آمدند و حكم فرمود كه دلاوران شيرصولت و مبارزان مريخ‌دهشت ، از اطراف و جوانب اركان دولت استماع اين حكم نمودند همه به اتفاق يكديگر به زانوى ادب نشسته ، عرضه دادند كه اگر

--> ( 1 ) . س : فروز ( 2 ) . س : جميع . ( 3 ) . س : « سلطان » مكرر ( 4 ) . س : رسيدند . ( 5 ) . س : فروز .