محمد يار بن عرب قطغان
254
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
يافت ، حضرت اعلى با ساير امرا به جهت استقبال به طريق استعجال شتافت و در موضع سنگ سبزك 265 [ كه ] از مضافات بلدهء مذكوره است ، ديدهء دولت از مشاهدهء طلعت والد سكندرمرتبت روشن گردانيد و از آن مقام و آيين تمام به دار السلام تشريف آورده ، به مقر سرير شاهى رسيد و در رسم تهنيت و مبارك باد بجاى آورده ، پيشكشهاى لايق كشيد و خطبه و سكه را به نام و القاب آن حضرت مزين و مجلى گردانيد و سلاطين عالم و اشراف امم جهت تهنيت جلوس همايون آن حضرت به درگاه گيتىپناه شتافتند و رقبهء رقيّت به حلقه اطاعت درآورده ، در سلك خدام انتظام يافتند . خصوصا به تاريخ شهر ذى القعدهء سنهء احدى و سبعين و تسعمائة به ذروهء « 1 » عرض رسيد كه درويش خان به بعضى از نزديكان و برادران مانند طاهر سلطان و قاسم سلطان به عزم ملاقات خان سكندرفرمان متوجه بخارا گشتهاند . چون خبر وصول ايشان مشخص گرديد ، حضرت اعلى نخست برادر خويش عباد الله سلطان را با ساير اركان دولت به استقبال فرستاد و خود نيز با جميع اكابر و اشراف به مشايعهء آن سلاطين ستودهاوصاف روى نهاد و در موضع كراكه 266 از شهر تا آنجا سه فرسنگ است ، ( 146 الف ) شرف ملاقات روى داد و از آن مقام سوار شده ، به جانب شهر توجه فرمودند . درويش خان در قورق چهار طاق نزول فرمود و حضرت اعلى به شهر تشريف برد و روز ديگر آن حضرت رعايت الضيف نموده به ملازمت درويش خان رفت و به اتفاق به شهر درآمده و در درون ارگ بخارا به نواب اسكندر خان ملاقات نمود . روز ديگر جشنى پادشاهانه و بزم خسروانه ترتيب داد و هريك را به انواع اعزاز و اكرام ملوكانه نواخت و كسوت خاص و اسب قبچاق و خلعت زربفت شعار و تاج مكلّل به اصناف درّ شاهوار و غير ذلك از آنچه مناسب پادشاهانه باشد بخشيده ، ايشان را معزز ساخت و تمام خدم و اتباع حشم او را نيز خلعت داده ، خاطر از ايشان جمع ساخت و همچنين حضرت اعلى نيز طوى بزرگ داد . و بعد از اداى جشن و سور « 2 » و رعايت شوق و حضور درويش خان به حضرت سكندرنشان از سر تازه عهد و پيمان بستند و عنان مراجعت به مركز معهود برتافتند . چون به تاريخ اواخر سنهء سبعين و تسعمائة ، خان سكندرمرتبت با بعضى برادران مانند خسرو سلطان و عباد الله سلطان و از جانب تاشكند درويش خان برادر خرد طاهر سلطان را با خلق فراوان و از سمرقند سلطان سعيد خان پسر عمّ خويش ابدال سلطان بن عبد اللّطيف خان را به درگاه
--> ( 1 ) . س : زروه ( 2 ) . س : صور