محمد يار بن عرب قطغان

226

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

القاب آن حضرت مزيّن گردانيد و در ارگ بخارا بر تخت خلافت نشانيد . و در سنهء 974 روى توجه به صوب خراسان نهاد و به جهت مخالفت بعضى از برادران ولايت تربت و بورياناف را تاخت نموده ، عنان مراجعت تاب داد . و در سنهء 975 خبر تحصين خسرو سلطان را در بلدهء كش استماع نموده ، به جهت مخلص او بدان صوب شتافت . و در اثناى راه فتح ولايت كش و كشته شدن خسرو سلطان را شنوده ، نايرهء خشم آن حضرت اشتعال يافت و توكل بر خالق جزء و كلّ نموده ، اين همه جمعيت مخالفان را نابود و معدوم انگاشت و قدم جرأت پيش نهاده ، قراولان را رخصت جنگ داد و مخالفان از مشاهدهء اين كار متوهم گشته ، سراسيمه‌وار روى به وادى فرار نهادند . و در سنهء 976 خاقان سكندرفرجام به عزم انتقام سوار گشته ، در موضع قراباليغ با والى سمرقند سلطان سعيد جنگ كرد ، او را منهزم گرداند و برادرش خداى بردى سلطان و پسرش بهادر سلطان اسير و دستگير گشته ، به قتل هر دوى ايشان فرمان داد . و در اواخر سنهء 977 با سلاطين تاشكند و خواقين سمرقند صلح نموده ، در سنهء 978 با سپاه فراوان بر سر بلخ و شبرغان عزيمت فرمود . و بعد از تسخير اندخود و شبرغان به جهت شفاعت بعضى از اشراف و اعيان ترحم نموده ، تقصيرات والى آن ديار دين محمد سلطان را عفو نمود . و آن مملكت را به دستور سابق به او گذاشته ، عنان مراجعت به سوى بخارا منعطف ساخت . و اواخر سنهء 979 به ولايت ترمذ شتافت و در اول سنهء ثمانين و تسعمائة آن ولايت را مسخر و مفتوح نموده ، حكومت آن را به محمود سلطان بن سليمان سلطان گذاشت . ( 127 ب ) و در اواسط اين سال صاحبقران سكندرنشان به جهت امرا و والى سمرقند جوانمرد على خان رفته ، در موضع گوك گنبذ با سلاطين تاشكند جنگ نموده ، ايشان را شكست داد . و در سنهء 981 بار ديگر صاحبقران سكندراثر بر سر ولايت بلخ لشكر كشيده و بعد از محاصرهء بسيار تمامى آن بلاد و امصار را مفتوح و مسخر گردانيد . و در سنهء 983 ممالك حصار شادمان و دهنو چغانيان در قبضه تسخير آن حضرت درآمده ، ايالت آن را به اوزبك سلطان ارزانى داشت . و در سنهء 983 ديگربار سلاطين تركستان و تاشكند و پادشاهان آن مملكت را جنگ كرده ، منهزم ساخت . و در سنهء 986 ميان ابو الخير سلطان و پدرش جوانمرد خان منازعت روى داد و صاحبقران سكندرنشان بنابر التجا و التماس ابو الخير