محمد يار بن عرب قطغان
227
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
سلطان روى توجه به جانب سمرقند نهاد . و جوانمرد خان در بلدهء سمرقند متحصن گشته ، به والى تاشكند بابا سلطان كس فرستاد . و بعد از آنكه قلعهء سمرقند مفتوح گشته جوانمرد خان به دست افتاد ، جوانمرد خان را به بعضى اولاد در قلعهء نوقا محبوس داشته ، صاحبقران به استقبال بابا سلطان شتافت و به اندك توجه او را منهزم ساخت و درويش خان را كه برادرش بابا سلطان در ولايت تركستان محبوس داشت به ولايت تاشكند آورده ، ايالت آن مملكت به جانب او گذاشت . و در وقت مراجعت از ابو الخير سلطان آثار و علامت مخالفت به ظهور پيوسته ، آن حضرت رقم قتل بر صفحهء زندگانى او كشيد . و در قلعهء نوقا جوانمرد خان نيز با بعضى از اولاد كه در بند بود ، به قتل رسيد و ايالت سمرقند به عباد الله خان مقرر كردند . و در اواخر سنهء 986 خبر رسيد كه بابا سلطان بر سر تاشكند آمده ، آن بلده را فتح نمود و برادرش درويش خان را گرفته ، قتل فرمود . ( 128 الف ) بنابرآن صاحبقران روى توجه به صوب تاشكند نهاد و در اوايل سنهء 987 در لب آب چرچيق به بابا سلطان و سلاطين متفرقهء سمرقند و حصار شادمان مقابل گشته ، ايشانان را شكست داد . بار ديگر بلدهء تاشكند را فتح نموده ، علم كامرانى بر اوج سپهر رسانيد . القصه ، بعد از اين تاريخ قرب سه سال صاحبقران به سلاطين آن ديار گرفتارى داشت و تردد بسيار نموده ، صاحبقران آفاق تا الغ طاغ به جستجوى ايشان شتافت و در اواخر سنهء 989 بابا سلطان را به همراهى اولاد و احفاد و بوزهخور سلطان را با بعضى از اهل عناد به دست آورده ، خاطر بالكل از آن طايفه جمع ساخت و ايالت تاشكند را به دوستم سلطان گذاشت . و در سنهء تسعين و تسعمائة مهم ولايت اندگان را صورت داده ، حكومت آن مملكت را به اسفنديار سلطان داده ، پسر خود عبد المؤمن خان را والى مملكت بلخ گردانيده ، بدان صوب فرستاد . و در سنهء 991 پدرش اسكندر خان فوت شد ، خطبه و سكه را به نام و القاب خود مزيّن ساخت . و در سنهء 992 عازم بدخشان شده ، تمامى آن بلاد و امصار آن ديار در قبضهء اقتدار صاحبقران درآمد . و در سنهء 993 شهريار سلطنتشعار عباد الله خان در بلدهء سمرقند درجهء شهادت يافت . و در سنهء 995 عزيمت هرات نموده ، در سنهء 996 آن بلده را با توابع و لواحق مفتوح و مسخر ساخت . و بعد از مراجعت خراسان با لشكر بىكران به عزم انتقام مردم