محمد يار بن عرب قطغان

205

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

و آن خان سليمان‌مكان پنج پسر فرخنده‌نشان داشت : عبد الله خان ، عباد الله سلطان ، مادر ايشان دختر آغا جان بيگم ، عبد القدوس سلطان ، عبد المطلب سلطان ، والدهء ايشان دختر يكى از مردم ساير الناس است . عبد اللطيف سلطان كه از اين جمله عبد المطلّب سلطان در اوان كودكى رحلت نمود و ديگران به سرحد كمال رسيده هريك در اقليمى و كشورى سلطنت فرمودند . چون سخن به اينجا رسيد ، اقتضاى وقت چنان نمود كه قلم مشكين رقم نخست مجملى به ذكر برادران و برادرزادگان صاحبقران سكندرنشان ابو الغازى عبد الله خان شروع نمايد . بعد از آن حالات فتوحات و واقعات مصافات و طريق گيتىستانى و مراسم « 1 » كشورگشايى آن حضرت را از اوان ولادت تا زمان رحلت به شرح و تفصيل بيان سازد . لاجرم خامهء ستوده رقم « 2 » اول‌بار به ذكر سلطان كامكار عباد الله سلطان مبادرت نمود . ذكر عباد الله سلطان بن اسكندر خان بن جانى بيگ سلطان بن خوجوغم سلطان بن خان بزرگ ابو الخير خان و سلطان جمشيد حشمت ، عباد الله سلطان ( 116 الف ) شهريارى بود عالى همّت ، رستم شجاعت ، فريدون حشمت ، سكندر شوكت ، دارا منزلت ، بهرام صولت ، مريخ رزم ، ناهيد بزم و در كمال مردى و مردانگى و غايت جلادت و فرزانگى و در بحر حرب نهنگى دركش و در مقام طعن و ضرب آتش ، دشمن‌كشى گردن‌كش و در جلادت و پهلوانى ، چنان بود كه در روز محاربه و جنگ و ميدان نام‌وننگ ، به باد حملهء گرانسنگ ، كوه دشمن را از پيش برداشتى و در معركهء رزم ، آب تيغ آتش بارش به گردن هر بادپيما كه رسيدى ، بر خاك هلاك افتاده ديگر بر نخواستى ، به هرجا كه شمشير در كار كردى ، يكى را دو كردى و دو را چار كردى و در تيراندازى به مرتبه‌اى بود كه زمانى كه آتش دغا برافروختى و به نوك ناوك دلدوز قبهء زرنگار خورشيد را بر سپهر لاجوردى افلاك بردوختى و عقاب بلندكردار « 3 » از ترس

--> ( 1 ) . ت : رسم . ( 2 ) . ت : شيم . ( 3 ) . س : پرواز .