محمد يار بن عرب قطغان

204

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

بيست و دو سال « 1 » رسيد ، به تاريخ اوايل ماه جمادى الثانى سنهء احدى و تسعين و تسعمائة در ارگ بخارا مرض صعب بر ذات خجسته‌مثال آن خان فرشته‌خصال مستولى شده ، عاقبت منجر به اسهال گرديد تا شاهباز روح پرفتوحش از قفس تن پرواز نمود و نداى ارْجِعِي را لبّيك راضِيَةً مَرْضِيَّةً « 2 » اجابت زده ، در روضهء رضوان و حديقهء جنّان به مقام صدق فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ قرار و آرام فرمود 252 . ( مثنوى : ) جهان فنا طرفه كاشانه است * ندارد بقا چون فناخانه است و در آن واقعهء هايله ، صاحبقران شجاعت‌پيشه در ولايت اندجان به عزم استيصال مخالفان تشريف داشت ، ليكن عباد الله سلطان از سمرقند آمده در جنازهء پدر حاضر گرديد و تغيير لباس نموده با اكابر و اعيان و حضرت خواجه كلان 253 در جنازهء آن حضرت از ارگ عالى تا مسجد جامع قديم پياده دويد « 3 » . و حضرت خواجه به اشارت آن سلطان عالىشأن پيش گذشته ( 115 ب ) بر جنازهء آن حضرت اقامت نمود و از آنجا نعش غفران‌مآب خاقان را به جوار مزار فايض الانوار خواجهء بزرگوار حضرت خواجه بهاء الحق و الدين - قدس الله تعالى سره - بردند و بر تخت عالى كه از سنگ ابلق و رخام به جهت همين كار ترتيب نموده بودند ، به خاك سپردند . ( بيت : ) گر از قدر بر آسمان تخت برد « 4 » * به زير زمين عاقبت رخت برد شنيدم كه مىگفت ناگه كسى * مكن تكيه بر دور گيتى بسى كه فانى بسى بر فراز كلاه * فروزنده خورشيد و تابنده ماه دريغ آن سكندر در جم‌نشان * كه بودى سليمان عالى مكان دريغ آن عمر عدل صديق‌خوى * كه بودش ذكر خدا « 5 » گفت‌وگوى

--> ( 1 ) . تاريخ راقم ، ص 159 : « سى و سه سال » . ( 2 ) . ت : « راضية مرضيه » ندارد . ( 3 ) . س : دويدند . ( 4 ) . س : گر از قدر خيمه بر آسمان نبرد . ( 5 ) . س : حد .