محمد يار بن عرب قطغان
203
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
و از ابتداى ظهور تا ايام رجعت به حىّ غفور اوقات قدس ساعات جز به اداى طاعات و وظايف عبادات صرف ننمودى ، و پيوسته از مطاوعت شهوات نفسانى اجتناب فرمودى و از آنجا كه عقيدت تمام و اخلاص لاكلام به اولياء كرام و مشايخ عظام داشت ، سر ارادت در حلقهء انابت سلطان الاولياء ، برهان الاتقياء ، مقرب درگاه سبحانى ، حضرت مولانا خواجگى احمد كاسانى 251 گذاشت . و همواره معنى دوام آگاهى كه حضور و شعور به حضرت الهى بر وجه اتمّ و اكمل باشد ، از صورت او ظاهر بود و در تمام ازمنه و ساعات بلكه همهء اوقات پاس انفاس نموده ، جز ياد حق در خاطر جاى نمىفرمود . ( مثنوى : ) گرچه بودى به ظاهر از شاهان * بود معنى ز خيل درويشان بعد از آنكه پدرش جانى بيگ سلطان به تاريخ سنهء خمس و ثلاثين تسعمائة در بلدهء طيّبهء كرمينه به اجل طبيعى وفات يافت ، خان سكندرمكان اسكندر خان به آن بلدهء طيّبه شتافت و لواى سلطنت در آن مملكت برافراشت و در تاريخ ماه شعبان سنهء ثمان و ستين و تسعمائة موافق تخاويل ئيل آن خان سكندرنشان سعادت توامان « 1 » بنابر خواهش فرزندان و توجه خاطر اشراف و اعيان به دار السلطنهء بخارا تشريف آورده ، قدم بر مسند خانى ( 115 الف ) نهاد و خلايق را به عدلوداد نويد « 2 » داد . بعد از آنكه خطبه و سكه در منبر و محراب به نام و القاب آن پادشاه مالك الرقاب در تمامى بلاد ماوراء النهر و تركستان و اخسى و اندجان و بلخ و بدخشان زيب و زينت يافت ، آن حضرت عالى همّت در انعدام « 3 » قواعد بدعت و استيصال ضلالت گماشت و پيوسته مجالست و مخالطت با اهل علم و عرفان و ارباب فضل و ايقان « 4 » و اصحاب زهد و قرآن « 5 » اتفاق « 6 » نموده ، حواشى بساط با انبساطش را به وجود آن طايفه واجب التعظيم مزين گردانيده ، مانند فردوس مىآراست و شمائم مكارم اخلاقش دماغ آن فرقهء با عزّ و اقبال را عطرآساى و طيبافزاى مىداشت . و چون ايام خلافتش قريب به مدت
--> ( 1 ) . ت : « سعادت توامان » ندارد . ( 2 ) . س : تفريد . ( 3 ) . س : انعام . ( 4 ) . ت : ايمان . ( 5 ) . ت : تقوى . ( 6 ) . ت : « اتّفاق » ندارد .