محمد يار بن عرب قطغان

194

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

ذكر سليمان سلطان بن جانى بيگ سلطان بن خوجوغم سلطان بن خان بزرگ ابو الخير خان و بيان حال فرزندان او و سلطان سليمان مكان ، سليمان سلطان ، خسروى بود متشرع و معدلت‌آثار و عشرت دوست و كم‌آزار . بعد از آنكه به دماغ شريفش نقصان فاحش راه يافت ، از هوا و هوس پادشاهى در گذشته با فقيرى و نامرادى درساخت ، بقيهء اوقات در گوشهء انزوا و عزلت به عيش و فراغت گذرانيد روز و شب به اهل نشاط و طرب صحبت مىداشت ، همواره به نغمات « 1 » مغنيان خوش‌آواز و سازندگان نغمه‌پرداز و آواز رود و سرود و صداى چنگ و عود مجالس مىآراست و به استماع چنگ و قانون و بربط و ارغنون پيوسته دل خود را مشغول گردانيد ، داعيهء پادشاهى و سلطنت اصلا در خاطر نداشت ( 110 الف ) و صاحبقران سكندرنشان نسبت به آن پادشاه سليمان مكان در مقام حرمت و مكرمت آمده ، يوميهء او را فراخور مال تعيين نمود و اسباب معيشتش را روزبه‌روز مىافزود . و چون آن پادشاه سليمان مكان رحلت نموده قدم به جانب عقبى نهاد ، دو پسر نيك‌اختر از او يادگار ماند 248 . ذكر محمود سلطان بن سليمان سلطان بن جانى بيگ سلطان بن خوجوغم سلطان بن خان بزرگ ابو الخير خان و والدهء او دختر كپك سلطان است . و آن شاهزادهء سليمان اوصاف در روز حرب و مصاف مانند شير تيز جنگ و پلنگ‌زور « 2 » آهنگ قدم به ميدان محاربه « 3 » نهاده ، به مخالفان مىآويخت و به ضرب تيغ آبدار و سنان آتشبار ، خون بسيار از ايشان را بر زمين مىريخت « 4 » و پيوسته ملازم ركاب همايون صاحبقران سكندرنشان ابو الغازى عبد الله بهادر خان و همواره « 5 » محكوم فرمان آن حضرت بوده تا آخر ايام حيات مخالفت ننمود . و چون « 6 » مدينة الرجال ترمذ به دست ملازمان صاحبقران سكندرنشان مفتوح و مسخر گشت ، محمود « 7 » سلطان

--> ( 1 ) . ت : نغمات دلفريب . ( 2 ) . ت : زود . ( 3 ) . ت : محاربت . ( 4 ) . مىآميخت . ( 5 ) . س : همواره در . ( 6 ) . س : « چون » ندارد . ( 7 ) . س : محمد سلطان .