محمد يار بن عرب قطغان
191
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
ذكر اوزبك خان بن رستم سلطان بن جانى بيگ سلطان بن خوجوغم سلطان بن خان بزرگ ابو الخير خان اصل نام او عمر غازى بود ، لقبش اوزبك سلطان . و او مانند پدر خويش شجاعت داشت . و صاحبقران سكندرنشان ابو الغازى عبد الله خان او را به غايت رعايت نموده ، عزّت و حرمت مىداشت زيرا كه از صاحبقران سكندرمكان « 1 » به حسب سن دو سه ماه بزرگتر بود . و چون آن صاحبقران سكندرمكان « 2 » ولايت كش و نسف از دست مخالفان مستخلص ساخت ، ايالت آن مملكت را به جناب اوزبك سلطان گذاشت . بعد از آنكه ولايت حصار شادمان با توابع و لواحق به حيز تسخير صاحبقران جهان درآمد ، حكومت آن مملكت را به طريق استقلال به او عنايت نمود و درجهء او را از ساير برادران در افزود . و زمانى كه ممالك بدخشان در دست صاحبقران سكندرمكان « 3 » مفتوح گشت ، از جانب عبد القدوس سلطان كه والى ولايت تاشكند بود ، اندك غبار نقار به جهت بىپروايى مردم آن ديار در خاطر خطير آن حضرت نشست . بنابرآن ايالت آن مملكت را « 4 » با توابع و لواحق نامزد اوزبك سلطان فرمود . و زمانى كه صاحبقران سكندرنشان به عزم تسخير ممالك خراسان در نواحى مشهد مقدسه رحل اقامت انداخت ، جمعى كثير از اوباش بىباش شخصى را كه به قد و قامت « 5 » به بابا سلطان مشابهتى داشت ، بر مسند پادشاهى نشاندند و بابا سلطان است گويان « 6 » آوازه در عالم ( 108 ب ) انداختند و اطراف و جوانب تاشكند را تاختند . از اينجهت صاحبقران سكندرشوكت بعد از مراجعت از حكومت آن مملكت معزول ساخته ، ولايت كوقين 246 را به او تعيين ساخت و ايالت تاشكند را بار دوم به عبد القدوس سلطان ارزانى داشت . و بعد از آنكه اسفنديار سلطان در ولايت اخسى و اندجان رخت « 7 » آخرت بست ، ايالت آن مملكت به اوزبك سلطان مقرر گشت و آن خسرو نامدار مرضيه « 8 » صفات تا آخر ايام حيات در آن ديار و بلاد ، توسن حكومت مىراند . و چون در ميان صاحبقران سكندرنشان و پسرش
--> ( 1 ) . ت : نشان ( 2 ) . س : مكان . ( 3 ) . ت : نشان ( 4 ) . س : « را » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 5 ) . س : « به » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 6 ) . ت : گفته ( 7 ) . ت : رخت سفر . ( 8 ) . ت : فرخنده .