محمد يار بن عرب قطغان

192

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

عبد المؤمن خان جنگ و نزاع روى داد ، اوزبك سلطان از اخسى و اندجان بيرون آمده خود را به آرزوى تمام « 1 » به صاحبقران سكندرنشان به زودى زود رساند و طريق نصايح و موعظت « 2 » پيش گرفت ، آتش خشم آن حضرت را فرو مىنشاند . بعد از آنكه صاحبقران سكندر مانند در بلدهء سمرقند وفات يافت ، اوزبك سلطان كه در قصبهء عليا « 3 » بنا « 4 » بر فرمان « 5 » آن حضرت داعيهء قشلاميشى داشت ، به صوب اخسى و اندجان شتافت . پس از آنكه عبد المؤمن خان در موضع شرابخانه كه از قراى مشهورهء تاشكند است ، عمّ خويش عبد القدوس سلطان را با « 6 » اولاد و احفاد مقتول گردانيده خاطر خود را جمع ساخت ، اوزبك سلطان پسران خود را نزد توكل سلطان قزاق فرستاده ، در قلعهء اخسى تحصن بنمود . و عبد المؤمن خان به نواحى قلعهء اخسى آمده ، او را محاصره فرمود . و بعد از روزى چند ضعف تمام به مزاج اوزبك سلطان استيلا يافته ، قدم به جانب آخرت نهاد . و او را دو پسر فرخنده باقى ماند : هزاره محمد سلطان و پير محمد سلطان ( 109 الف ) . ذكر هزارهء محمد سلطان بن اوزبك سلطان بن رستم خان بن جانى بيگ سلطان بن خوجوغم سلطان بن خان بزرگ ابو الخير خان و نام اصلى او « 7 » اسكندر سلطان است . و او شاهزاده‌اى بود عالىهمت ، سكندرشوكت و طبع سليم و ذهن مستقيم داشت و اكثر اوقات با جوانان گلعذار و فضلاى روزگار مجلس مىساخت و مادر او دختر تيمور سلطان است . و در زمان حيات صاحبقران سكندرنشان ابو الغازى عبد الله خان ايالت ولايت اسروشنه كه عبارت از اوراتپه است و فرغل و مسجاى 247 « 8 » و توابع و لواحق تعلق به او داشت و چون آن حضرت در بلدهء سمرقند وفات يافت ، هزاره محمد سلطان با پدر خويش به صوب اندجان شتافت . و بعد از آنكه خبر وصول عبد المؤمن خان با سپاه فراوان و ولايت تاشكند و قتل عبد القدوس سلطان مع اولاد و احفاد به

--> ( 1 ) . س : « تمام » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 2 ) . موعضت ( 3 ) . ت : علياباد ( 4 ) . س : بر . ( 5 ) . ت : « فرمان » ندارد . ( 6 ) . س : « را با » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 7 ) . ت : او اصل . ( 8 ) . ت : مجارى .