محمد يار بن عرب قطغان

188

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

آخرت گشت و از وى سه پسر ماند : دين محمد سلطان و پادشاه محمد سلطان و شاه محمد سلطان . ذكر دين محمد سلطان بن پير محمد خان بن جانى بيگ سلطان بن خوجوغم سلطان بن ابو الخير خان و او بعد از فوت پدر صاحب تاج و افسر گشت و در مسند ايالت به طريق استقلال نشست و تمامى امرا و اركان دولت پدرش كمر خدمتكارى بر ميان بسته ، ملازم ركاب او گشتند . و دين محمد سلطان اگرچه در مبادى حال و اوايل امور عرض يك جهتى « 1 » و اخلاص و اظهار دولتخواهى و اختصاص با صاحبقران سكندر اساس عبد الله خان بنمود ، امّا در بسيارى از واقعات چون آيينهء امتحان در ميان آمد ، جز صورت مخالفت چهره نگشود . بنابرآن صاحبقران سكندرنشان ابو الغازى عبد الله خان به عزم تسخير ولايت شبرغان و بلخ توجه نموده ، در ماه محرم سنهء ثمانين و تسعمائة مدينة الرجال ترمذ را مسخر بنمود « 2 » و والى آن ديار [ را كه ] پادشاه محمد سلطان بود ، ترحم نموده ( 107 الف ) نزد برادرش دين محمد سلطان به صوب بلخ ارسال فرمود و سال ديگر از آب جيحون عبور نموده ، بعد از محاصرهء بسيار حصار بلخ كه به قلعهء هندوان اشتهار دارد ، به قبضهء تسخير درآورده ، علم سلطنت در ممالك بلخ برافراخت و از سر گناه دين محمد سلطان گذشته ، منظور نظر عاطفت ساخت و ولايت كش دلكش را به طريق دربست به او ارزانى داشت . اما دين محمد سلطان به سخن بعضى از مردم فتنه‌انگيز عمل نموده ، به صوب تاشكند نزد بابا سلطان شتافت و زمانى كه بابا سلطان با خاقان « 3 » جنگ « 4 » كرده روى به فرار نهاد ، دين محمد سلطان به دست افتاد و خاقان دين‌پناه مكررا از گناه او گذشته ، به راه خوارزم به طرف مكهء معظمه فرستاد . ليكن دين محمد سلطان از خوارزم مراجعت نموده باز نزد بابا سلطان رفت ، در مملكت تركستان به دست ملازمان آن

--> ( 1 ) . س : جهت ( 2 ) . ت : نمود . ( 3 ) . س : « با خاقان » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 4 ) . « س » : در جنگ ؛ « ت » : به روى كلمه « در » خط كشيده شده است .