محمد يار بن عرب قطغان

151

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

ذكر مهدى سلطان و دوستم سلطان ولدان جوانمرد على خان و آن دو شاهزادهء عالىگهر به همراهى پدر در قلعهء نوقا محبوس بودند با « 1 » همراهى پدر به دست ايشم‌بى جلاير كشته گشتند . ذكر كوچم سلطان بن جوانمرد على خان او نيز بعد از قتل پدر و برادران « 2 » همراه بابا خان بود . و چون بار ديگر به او « 3 » شكست روى داد ، از بابا خان جدا گشته ، به بوزه خور سلطان همراهى نمود . و زمانى كه بوزه خور سلطان در مجانوى با حضرت اعلى مصاف داد ، كوچوم سلطان به دست ميرزا كرخى « 4 » نام شخصى اسير گشته ، حسب الحكم خانى به قتل رسيد « 5 » . ذكر خداى بردى سلطان ( 88 ب ) بن ابو سعيد خان در ابتداى حال كه صاحبقران سكندرمثال عبد الله خان به عزم جهانگيرى لواى محاربت برافراخت و توسن دلاورى به جلوه درآورده به هر جانب مىتافت ، آن زمان خداى بردى سلطان در ولايت نسف بر سرير سلطنت و مسند ايالت متمكن بود و او را با چند بار به تكرار با صاحبقران سكندرآثار جنگ و حرب روى نمود . عاقبت از تاخت دلاوران عساكر منصوره « 6 » تنگ آمده ، نسف را گذاشت و عوض آن به تومان ساغرج 222 شتافت . خلاصهء سخن آنكه ، در جنگ سلطان سعيد كه در قراباليغ « 7 » روى نمود ، به تاريخ سنهء سبعين و تسعمائة 223 به دست دلاوران عساكر منصوره اسير و دستگير گشته ، حسب الحكم خانى از پاى درافتاد و قدم به جانب عقبى نهاد . و از وى دو پسر ماند : يوسف سلطان و ايوب سلطان . ذكر يوسف سلطان و او بعد از واقعهء قتل ابو الخير خان روزى چند به بوزه خور سلطان همراه بود . و روزى كه

--> ( 1 ) . ت : تا ( 2 ) . ت : برادر ( 3 ) . ت : او را ( 4 ) . ت : كرخجى ( 5 ) . س : رساند . ( 6 ) . س : منصور ( 7 ) . ت : قرابل .