محمد يار بن عرب قطغان
152
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
بوزهخور سلطان در لب درياى « 1 » سيحون موضع اوچ تپه با عباد الله سلطان محاربه نمود ، يوسف سلطان با مردم فراوان اسير گشته ، به تاريخ سنهء تسع و ثمانين و تسعمائة به عالم آخرت توجه نمود . ذكر ايوب سلطان بعد از آنكه آفتاب دولت اولاد كوچكونجى خان يكبارگى به سرحد زوال رسيد و اساس سلطنت آن طبقه منهزم گرديد ، ايوب سلطان در صحرا و بيابان و كوه و هامون سرگردان و خاطر پريشان مىگشت تا به اجل طبيعى از اين جهان درگذشت . ذكر سلطان محمد سلطان بن ابو سعيد خان بن كوچكونجى خان و او پادشاهى بود ديوانهسار ، پريشان روزگار . مدت مديد در ملازمت عمّ و بنى اعمام اوقات مىگذرانيد . و قبل از حادثهء ابو الخير سلطان و جوانمرد [ على ] خان رحلت نموده ، خود را به منزل آخرت رسانيد . و او را سه پسر بود : اول : شيخم سلطان ، دوم : احمد سلطان كه مشهور ( 89 الف ) به بوزهخور سلطان بود ، سوم : بابا سلطان . ذكر شيخم سلطان بن سلطان محمد سلطان بن ابو سعيد خان بن كوچكونجى خان بعد از آنكه ابو الخير سلطان در موضع مولكنت شربت هلاكت چشيد ، علم عزيمت به صوب آخرت برافراشت ، شيخم سلطان سراسيمهوار مانند گرگ ديوانهسار به اطراف و هر جانب مىتاخت و هرچند روزى نزد يكى از سلاطين نكبتقرين مىشتافت . عاقبت از اين جهان پر ملامت دل كنده ، در سراى آخرت منزل و مأوا ساخت ليكن مردم قراقلپاق 224 در اوان دولت خاقان سلطنتنشان ، ولى محمد خان شخصى را كه فى الجمله به او مماثلت « 2 » داشت پيدا كرده ، در ميان مردم شيخم سلطان شهرت انداخته ، نزد ابو ليث سلطان قزاق برده ، او را پادشاه ساخته و چند بار اطراف و جوانب سمرقند را تاختند . عاقبت كذب او ظاهر شده ، سر
--> ( 1 ) . ت : آب . ( 2 ) . ت : شيخم سلطان مشابهتى .