محمد يار بن عرب قطغان

مقدمهء مصحح 18

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

سازد تا بدايع حالات و ذكر فتوحات و بيان مصافات و جهانگيرى و وقايع گيتى ستانى و آيين جهانبانى و قوانين كشورگشايى و رسوم دين‌پرورى و مراسم شريعت‌گسترى و قواعد رزم‌سازى و طريق مخالفت‌گذارى و عادت دشمن و دوست‌نوازى آن مهر سپهر سرافرازى تا دامن روزگار و انقراض دوار در ميان عالميان باقى و پايدار بماند . » وى كتاب خود را در يك مقدمه و هشت باب و يك خاتمه به نگارش درآورده و آن را مسخر البلاد ناميده است . اما در باب هفتم و هشتم و خاتمه ، در ديباچهء اثر سخن به ميان نياورده و از آنجا كه نسخه در بخش پايانى ناقص است ، ازاين دو باب و خاتمه اطلاعى در دست نيست . لازم به ذكر است مؤلف در اين بين ، تنها مقدمه و باب اول را در متن مشخص كرده و عنوان باب‌هاى ديگر را در تيتر نياورده است . ازاين‌رو مطالب باب‌هاى ديگر به دنبال باب اول آمده است . مؤلف نخست به ذكر شجره‌نامهء خاندان شيبانى مىپردازد و گاه به تفصيل و گاه به اجمال ، شرح حال آنان و جنگ‌هايشان را بيان مىدارد . ابتدا از احوال ابو الخير خان ازبك ياد كرده است كه پايه‌گذار قدرت ازبك‌ها در آسياى مركزى بود و سلسله امراى خاندان شيبانيان را در دشت قبچاق بنيان نهاد . ابو الخير خان چون در سال 831 ه . ق در شهر توره در سيبرى غربى بر تخت خانى جلوس يافت ، توانست تا سال 834 ه . ق تقريبا همهء الوس شيبان را تحت فرمان خود درآورد و بر قسمت اعظم دشت قبچاق استيلا يابد . بر اثر تاخت‌وتازها به خوارزم ( 834 ه . ق ، 839 ه . ق ) و استراباد ( 844 ه . ق ) و سغناق ( 850 ه ق ) و غنيمت‌هاى هنگفتى كه از جنگهاى گوناگون به چنگ آورد ، آوازهء شهرتش در دشت قبچاق پيچيد . ازاين‌رو ، اميران تيمورى يعنى ابو سعيد ، محمد جوكى پسر شاهرخ و سلطان حسين بايقرا در جنگهاى عشيره‌اى بر ضد يكديگر از او يارى خواستند . ابو الخير خان نيز با توجه به شرايط حاكم در جنگهاى خونينى كه ميان جانشينان تيمور درگرفت ، شركت كرد . چنان كه وقتى در سال 855 ه . ق ميان ابو سعيد تيمورى با عبد الله ميرزا ( نوادهء شاهرخ ) جنگ درگرفت و ابو سعيد از