محمد يار بن عرب قطغان
مقدمهء مصحح 19
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
او استمداد نمود ، در اين نبرد شركت كرد و عبد الله ميرزا شكست خورد ؛ « 1 » چنان كه محمد جوكى را نيز بر ضد ابو سعيد تيمورى يارى داد . اما وقتى كه سلطان حسين بايقرا در يورش به خراسان از او يارى خواست ، به سبب بيمارى درخواست او را نپذيرفت . ابو الخير خان سرانجام در سال 873 ه ق درگذشت . با نگاهى اجمالى به دورهء فرمانروايى تقريبا چهل سالهء او مىتوان گفت كه ابو الخير خان به لحاظ قدرت و اعتبار و شهرتى كه در دشت قبچاق به دست آورده بود ، نه تنها دشمنى اميران همسايه چون بورغه سلطان را برانگيخت ، بلكه بر اثر همين قدرت ، مورد توجه شاهزادگان تيمورى نيز قرار گرفت و در صحنهء منازعات عشيرهاى به آنان يارى رساند و مؤسس سلسلهاى شد كه شاخههاى آن تا چند قرن تاريخ سياسى - اجتماعى آسياى مركزى و ماوراء النهر و خراسان را تحت الشعاع قرار دادند . با مرگ ابو الخير خان ، پسرش شيخ حيدر سلطان به قدرت رسيد ، اما چون چندان لياقت نداشت ، ازبكان خيلى زود از او نااميد شدند و چشم اميد به سوى محمد خان شيبانى يا شيبك خان دوختند . به قدرت رسيدن محمد خان شيبانى ، نقطهء عطفى در تاريخ ماوراء النهر بود . هم ازاينرو ، مؤلف اين كتاب در اثر خود ، به ذكر حوادث مهمى كه در اواخر قرن 9 و 10 ه . ق در ماوراء النهر و خراسان به وقوع پيوسته ، پرداخته است . مؤلف از حوادث اواخر دولت تيمورى و روابط تيموريان با ازبكان و صفويان سخن گفته است . او نخست ، وقايع سالهاى آخر دورهء تيمورى ( 900 - 911 ه . ق ) را بهطور فشرده شرح مىدهد و چگونگى سقوط اين دولت را كه به زور شمشير و خونريزيهاى تيمور پىريزى شده بود ، منعكس مىكند . سپس از منازعات محمد خان شيبانى كه مردى جنگجو ، جاهطلب و قدرتپرست بود ، با خاندان تيمورى سخن به ميان مىآورد ، و اوضاع بحرانى سمرقند و شدت نزاع شاهزادگان تيمورى و اشراف سمرقند را هنگام محاصرهء اين شهر به دست محمد خان شيبانى شرح مىدهد . زيرا در اين ايام گروهى از سلطان على ميرزا طرفدارى مىكردند ، گروه ديگر بابر شاهزادهء جوان تيمورى را كه بعدها مؤسس سلسلهء
--> ( 1 ) . نك : حبيب السير ، ج 4 ، ص 50 و خلد برين بخش تاريخ تيموريان و تركمانان ، صص 562 ، 593 ، 596 .