محمد يار بن عرب قطغان
138
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
ذكر فرار نمودن خواجه كمال الدين [ محمود ساغرچى ] « 1 » واقعه حال آنكه ، چون خواجه كمال الدين محمود ساغرچى كه بعد از واقعهء غجدوان از چنگ اجل خلاصى يافته ، به جانب بلخ گريخته و اطراف ( 81 الف ) و جوانب آن بلده را مضبوط ساخته چندگاه قلعهدارى كرده ، آن شهر را از مخالفان نگاه داشت . در اين اثنا جانى بيگ سلطان حكم فرموده كه بوپاى سلطان با سپاه فراوان عازم بلخ گردد . بنابرآن ، بوپاى سلطان لواى عزيمت به جانب بلخ برافراخت و از گذر ترمذ « 2 » عبور فرموده ، خاطر خود را بر محاصرهء قلعهء هندوان گماشت . و خواجه محمود « 3 » ساغرچى هراسان گشته ، با متابعان خويش علم هزيمت به جانب كشم بدخشان كه مضرب سرادقات محمد بابر ميرزا بود ، برافراشت و سادات و قضات و اشراف و اعيان شهر به استقبال شافته ، لوازم نثار و پيشكش بجاى آوردند و اظهار اخلاص و خدمتكارى و آثار سرور و خوشحالى كردند . و بوپاى سلطان مظفر و منصور به شهر درآمده ، با رعايا و فقرا بر وجه احسن معاش نمود ليكن بعد از گذشتن سه چهار ماه ، ميان بوپاى سلطان و بعضى از سلاطين شوكتنشان مخالفتى « 4 » روى داده ، ولايت بلخ را به تمام باز گذاشتند و راه ماوراء النهر پيش گرفتند . ولايت حصار شادمان و دهنو چغانيان و توابع و مضافات آن را كه سابقا زمان خان سعيد شهيد محمد خان شيبانى تعلق به حمزه سلطان و مهدى سلطان داشت ، بعد از تسخير به اولاد ايشان برندوق سلطان و تيمور خان و غير ذلك تعلق يافت . و خواجه محمود ساغرچى سه چهار ماه « 5 » در خدمت محمد بابر ميرزا به سر برده ، در ماه جمادى الآخر سنهء تسع و عشر و تسعمائة بود كه خبر رفتن بوپاى سلطان به جانب ماوراء النهر به سمع او رسيد . فى الحال عازم ولايت بلخ شده ، بلخيان او را نگه داشتند و خواجه محمود ساغرچى در غايت انفعال و شرمندگى در اواخر ماه مذكور متوجه خراسان شده « 6 » و پس از وصول به پل چراغ « 7 » ادهم نامى كه سردار بعضى از احشام ولايت
--> ( 1 ) . ت : عنوان ناخوانا است . ( 2 ) . س : تحرمذ . ( 3 ) . س : محمد ( 4 ) . س : « مخالفتى » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 5 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 540 : « دو سه ماهى » . ( 6 ) . س : « شده » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 7 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 540 : « پيل چراغ » .