محمد يار بن عرب قطغان

139

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

گرزوان بود دچار خورده ، ( 81 ب ) در اوايل ماه رجب سنهء مذكور به قتل رساند . و چون اين خبر به سمع شاه « 1 » اسماعيل رسيد ، متوجه انتظام مهام طخارستان گشته . چون به ييلاق بابا خاكى رسيد ، حكم فرمود كه ديو سلطان و امير سلطان به جانب بلخ رفته به حكومت بلخ توقف و توابع و مضافات آن بلده را از تعرض مخالفان صيانت فرمايند . و ديو سلطان حاكم بلخ بوده ، امير سلطان جهت كمك زينل خان به خراسان باز آيد و ولايت قاين سيورغال او باشد . و آن دو سردار با سپاه جرار ديوسار روى توجه به ولايت آورده ، پس از وصول به شبرغان ، ارباب و كلانتران آن بلده طوعا أو كرها لوازم استقبال بجاى آوردند و مراسم « 2 » اطاعت و انقياد مرعى داشته ، ابواب شهر بر روى امير ايشان گشودند . و از بلخ نيز اكابر و اشراف و اعيان مقاليد « 3 » شهر و قلعه را نزد ديو سلطان آوردند و شرايط پيشكش و نثار به تقديم رساندند . اما مردم اندخود از غايت حميّت و تعصب دين و ملت ، شخصى را [ كه به ] قرابقال مشهور بود پيشواى خود ساخته ، طريق طغيان و نزاع مسلوك داشتند ، اظهار شعار خلاف نموده رايت وفا وفاق اسلام برافراشتند . بنابرآن ، ديو سلطان و امير سلطان از شبرغان به ظاهر اندخود شتافته ، تركمانان ديوسار آغاز محاصره نمودند و قرابقال و اتباع او در مقام موافقت و ممانعت ثبات قدم ورزيده ، ابواب جنگ‌وجدال برگشودند . و زمان محاصره و محاربه هفت هشت روز امتداد يافته ، آخرالامر قهرا قسرا آن بلده را مفتوح كردند . و ديو سلطان به قتل عام مسلمانان فرمان داده و صغير و كبير و برنا و پير آن بلده به تيغ و ضرب تير مقتول شده و شربت شهادت نوشيدند « 4 » مگر قرابقال كه امرا او را بند كرده ، به درگاه شاهى روان گردانيدند . « 5 » و چون خاطر ديو سلطان از مهم اندخود فراغت يافته به قبة الاسلام شتافته « 6 » ، و امير سلطان ( 82 الف ) چنانچه مقرر شده بود عنان به جانب خراسان معطوف ساخت .

--> ( 1 ) . س : « شاه » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 2 ) . س : اسم ( 3 ) . س : « مقاليد » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 4 ) . س : نوشيده‌اند ( 5 ) . س : گردانيده‌اند . ( 6 ) . س : « شتافته » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .