محمد يار بن عرب قطغان

130

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

نسف جمع ساخت ، لواى توجه به جانب بخارا برافراشت « 1 » . و خبر اين واقعه چون اشتهار تمام يافت ، از سلاطين شيبانى نسب ، سلطان شجاعت‌نشان ، ابو الفتح جانى بيگ سلطان از ولايت ميانكال جهت اتفاق به عبيد الله خان به بخارا شتافت . و محمد تيمور خان و ولد او فولاد سلطان و ابو سعيد خان نيز از سمرقند متوجه بخارا شدند . و چون امير نجم به دو فرسخى بخارا رسيد ، شنيد كه محمد تيمور خان و فولاد سلطان و ابو سعيد سلطان با فوجى از سپاه سمرقند به خيال دستبرد متوجه شده‌اند ، فى الفور در همان منزل توقف كرده ، بيرام بيگ قرامانلو را با جمعى كثير از سالكان مسالك پهلوانى را به دفع ايشان مأمور گردانيد و محمد تيمور خان و ابو سعيد سلطان و فولاد سلطان از توجه بيرام بيگ و قزلباشان خبر يافته ، پناه به قلعهء غجدوان برده ، متحصن شدند . بيرام بيگ كيفيّت حال اعلام نموده ، نجم بيگ با تمامى عساكر به ظاهر غجدوان شتافت و محمد تيمور سلطان و ابو سعيد سلطان و فولاد سلطان اطراف آن حصار را مضبوط ساخته ، هر روز فوجى از اوزبكان جرّار به جنگ بيرون مىفرستادند و از بيرون نيز تركمانان ديوسيرت در برابر رفته ، گاهى غالب و اكثر مضطرب مىشدند . و چون چند روز حال بر اين منوال گذشت ، كمال الدين محمود ساغرچى كه از اطوار و كردار سلاطين شيبانى صاحب وقوف بود و مىدانست كه تسخير آن قلعه به محاربه تيسّرپذير نيست ، به عرض امير نجم ثانى رسانيد در اين زمستان فايده بر محاصرهء غجدوان « 2 » مترتب نمىشود ، زيرا كه اين واقعه به ذخيره و كثرت آلات حرب و پيكار مشحون است و سه پسر سلطان با بسيارى از شجاعان در آنجا توطن دارند . اگر چند روز ( 77 الف ) ديگر اين منزل معسكر نصرت اثر باشد ، تركمانان جهت فقدان حبوبات تنقيص خواهند يافت ، مناسب دولت آنكه از اينجا طبل رحيل كوفته در نواحى قرشى و خزار طرح قشلاق اندازيم يا از سر كار ولايت بلخ بازاريان و سوداگران غلّه و اجناس به اردوى ظفر اقتباس آوردند و چون زمستان به پايان رسد و ذخيرهء اوزبكان روى در نقصان نهاده ، علف « 3 » چهارپايان در صحرا پيدا شود ، متوجه فتح بلاد و قلاع شويم . امير نجم جواب داد كه اگر ما از ظاهر قلعهء غجدوان كوچ

--> ( 1 ) . ت : برافراخت ( 2 ) . س : مرتب ( 3 ) . ت : عليق .