محمد يار بن عرب قطغان

127

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

نرسانيدند . 191 و همهء سلاطين تقسيم ولايت را مفوض براى جانى بيگ سلطان ساختند . و جانى بيگ سلطان « 1 » رعايت رسم قديم نموده سمرقند را به امر و فرمان كوچكونجى خان گردانيده ، محمد تيمور خان را به او شريك ساخت . و ولايت تاشكند را ( 75 الف ) به سيونج خواجه خان مقرر گردانيده ، حكومت بخارا كه موروثى عبيد الله خان بود ، به او گذاشت و قراكول را به رسم جلدو به او داد . و تمام ولايت سغد و ميانكال را به جهت خود و به فرزندان خويش نگاه داشت . و در ماه جمادى الاول سنهء مذكور باز سلاطين به هم پيوسته ، رايت عزيمت به صوب حصار شادمان برافراشتند . و بابر ميرزا چون از توجه اعدا خبر يافت ، به اتفاق خان ، ارگ حصار را مضبوط كرده ، حكم فرمود تا به گرد شهر خندق عميق كندند و محلات را كوچه‌بند ساخته ، كسان جهت امداد نزد والى بلخ بيرام بيگ قرامانلو « 2 » فرستاد . عريضهء ديگر به درگاه شاه اسماعيل نوشته ، اظهار عجز و اضطرار كرد . و بيرام بيگ قرامانلو امير سلطان محمد شيرازى را با سيصد كس نامور از تراكمهء عفريت‌منظر به امداد بابر ميرزا ارسال داشت و به سلاطين اوزبك تا چغانيان آمد . پس از آنكه بر استحكام و استوارى آن « 3 » حصن حصين مطلع گرديدند « 4 » ، از تلف شدن بهادران انديشيده به جنگ سلطان نپرداختند و عنان مراجعت منعطف ساختند . ذكر فرار نمودن بابر ميرزا از مملكت موروثى به تقدير خدا « 5 » شرح اين واقعه و بيان اين حادثه آنكه ، چون بابر ميرزا بار ديگر دل از مملكت موروثى برداشته و راه فرار پيش گرفته بازوى گريز برافراشت ، ديگر بار كس نزد شاه اسماعيل ارسال نموده و بعد از عرض نياز استدعاء كمك فرمود . بنابرآن شاه اسماعيل ، امير يار احمد اصفهانى كه به امير نجم ثانى اشتهار داشت و امير الامرا نيز بود ، با پنجاه‌هزار كس

--> ( 1 ) . س : « ساختند . و جانى بيگ سلطان » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 2 ) . س : بيرام بيگ قرامانى . ( 3 ) . س : « آن » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 4 ) . س : گرديد ( 5 ) . ت : عنوان ناخوانا است .