محمد يار بن عرب قطغان
122
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
خويش آورده ، جناح مرحمت بر سر او گشاد . مجمل سخن آنكه ، چون آن شاهزادهء ستوده خصال از اوان كودكى به سرحد كمال رسيد ، مانند سايه ملازم ركاب همايون برادر بزرگتر خويش محمد خان شيبانى گرديد و پيوسته خورشيدوار تيغ هوادارى او زده ، لحظه بلكه لمعهاى نمىآرميد . بعد از آنكه ممالك ماوراء النهر در حوزهء تسخير و حيطهء تدبير محمد خان شيبانى قرار يافت ، ايالت مملكت بخارا كه بهترين بلاد و امصار آن ديار است به محمود سلطان « 1 » گذاشت و هر روز آفتاب عنايت محمد خان شيبانى به روزگار سلطان نامدار « 2 » مىتافت . در اين اثنا آفتاب عمرش به سرحد زوال رسيد ، در فراديس جنان منزل ساخت و از وى يك پسر خجسته اثر عبيد الله خان ماند . ذكر داستان عبيد الله خان و بيان گيتىستانى آن شهريار سليماننشان 185 « 3 » چون « 4 » آن شهريار سليماننشان نيكونژاد در سنهء اثنان و تسعين و ثمانماية از بيابان عدم به شهرستان وجود قدم نهاد ، حضرت ولايتپناه خواجه عبيد الله 186 از روى « 5 » عنايت به نامى و اسم گرامى خود خواند . الحق ، آن خان عدالتپناه ، ظفر دستگاه ، پادشاهى بود با فضل و هنر ، [ با ] شريعت و معدلتگستر ، علوم ربّانى با سلطنت و پادشاهى ( 72 ب ) جمع فرمود و به كمال عقل و فراست و وفور فهم و كياست و مكارم اخلاق و محاسن آداب ، سرآمد سلاطين دودمان ابو الخير خان بود و در فيصل قضايا از جادهء شريعت نبوى « 6 » قبول تجاوز ننمود « 7 » و در تربيت سادات و علما و مشايخ و فضلا لوازم سعى و اهتمام تمام مىفرمود .
--> ( 1 ) . س : محمد سلطان ( 2 ) . س : « نامدار » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 3 ) . س : « ذكر داستان عبيد الله خان . . . سليماننشان » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 4 ) . س : « چون » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 5 ) . س : « از روى » ندارد : از نسخه « ت » افزوده شد . ( 6 ) . س : « نبوى » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 7 ) . س : نمود .