محمد يار بن عرب قطغان
120
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
گرسنه و گرگ درنده به هر طرف و جوانب حمله آورده ، مىتاخت . [ در ] اثنايى كه تركتازى « 1 » مىنموده ، كرّوفرّى مىنموده ، توسن زندگانىاش به سر درآمده ، به صوب آخرت شتافت و نسل محمد تيمور خان و محمد خان شيبانى به كلى انقطاع يافت . ذكر خرم شاه سلطان ، 184 ولد دوم محمد خان شيبانى و اين ولد مذكور را مادرش همشيرهء بابر ميرزا بود . و آن شاهزادهء كامكار در زمان حيات « 2 » پدر نامدار در ممالك بلخ و مضافات آن ديار حكومت مىنمود و منصب اتاليقى آن شاهزادهء كامكار تعلق به قنبر ميرزا كوكلتاش داشت . و آن امير خجسته سر پيوسته جناح مرحمت و سايهء معدلت بر سر ساكنان آن ولايت مىانداخت تا به يمن عدالت و كمال عاطفت آن امير معدلتشمار ، تمامى آن مملكت و ديار به كمال معمورى و نهايت آبادى رسيد . و چون خاطر خطير آن شاهزادهء عالىمقدار به هواى صيد و شكار و به همصحبتى جوانان گلعذار و دليران خورشيدرخسار ميل تمام داشت ، اكثر اوقات به نشاط صيد و شكار مىپرداخت و دائمى چون سايهاى ملازم ركاب پدر بوده ، هيچ وقتى حكم و فرمان او را ديگر نمىساخت تا آن زمان كه از جهانگذاران رحلت نموده ، به صوب آخرت شتافت و از وى نسل نماند . ذكر سيونج محمد سلطان « 3 » ولد سوم محمد خان شيبانى و چون او از پدر خرد ماند ، عبيد الله خان در ظل عاطفت و سايهء مرحمت خويش پرورش داد . و چون بار ديگر ولايت ماوراء النهر در تحت تصرف عبيد الله خان و ساير سلاطين شيبانى خان قرار يافت ، ايالت ( 71 ب ) ولايت كش را عبيد الله خان مخصوص و « 4 » مسلم او ساخت . و آن شاهزادهء سعيد مدت مديد در خدمت عبيد الله خان اوقات به سر مىبرد تا آنكه نقد حيات به قابض ارواح سپرد و او را يك پسر بود به نام محمديار سلطان .
--> ( 1 ) . س : ترك بازى ، ت : « تركتازى » ندارد . ( 2 ) . س : « در زمان » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 3 ) . س : ابو الخير سلطان ؛ مؤلف در بخش اولاد محمد خان شيبانى نام پسر سوم وى را سيونج محمد سلطان ذكر كرده است . در تاريخ راقم نيز چنين آمده است . نك : تاريخ راقم ، ص 201 . ( 4 ) . س : « و » ندارد : از نسخه « ت » افزوده شد .