محمد يار بن عرب قطغان

113

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

دار السلطنهء هرات توجه فرمود و در شب هفتم ماه مبارك رمضان اين خبر را به سمع هرويان رسانيده ، فتح‌نامه را كه به اسم هرويان صدور يافته بود ، به اشراف و اعيان نمود . و صباح روز ديگر سادات و موالى و اعيان و اهالى مانند شيخ الاسلام سيف الملة و الدين احمد التفتازانى 176 و امير نظام الدين عبد القادر مشهدى 177 و سيد غياث الدين محمد بن امير جلال الدين يوسف رازى و قاضى صدر الدين محمد الامامى و قاضى اختيار الدين حسن تبريزى و غير هم با هديهء بسيار و پيشكش بىشمار در دار السيادهء « 1 » سلطانيه جهت سرانجام يراق پيشكش و ساورى مجتمع گشتند و به استقبال شاه سلطنت‌شعار طوعا و كرها شتافتند . « 2 » و در اين اثنا ( 67 ب ) زمره‌اى « 3 » از مردم اوباش و طالبان فتنه و پرخاش هجوم كرده با تيغهاى كشيده در حضور اكابر و اشراف محمد بكر « 4 » را كه شحنهء شهر بود و محمد على عسكر « 5 » كه با مردم بر وجه احسن معاش نمىنموده ، به قتل رسانيد . « 6 » و بر آشوب و غوغا در هيجان آمده ، قرب صد كس از جماعتى كه اندك نسبتى به قوم اوزبك بود ، همه را « 7 » كشته گشتند . و روز ديگر خواص و عوام به مسجد جامع شتافتند ، حافظ زين الدين زيارتگاهى جهت خواندن فتح‌نامه بر منبر برآمد و آن منشور را به آواز خوش و به لحن « 8 » دلكش قرائت كرد ، با وجود يقين تركمانان كه در پاى منبر بودند مؤاخذه شده ، در مسجد جامع به زخم تيغ قلى جان بيگ مقتول گرديد . 178 از آن جهت رغبتى تمام بر خاطر فوق انام استيلا يافته ، از مسجد متفرق گرديدند و هم در آن ايام ايالت مرو شاه جهان [ كه ] به دوده بيگ تعلق گرفته بود ، اعلا ظفر اعلام شاهى از ظاهر آن بلده به جانب دار الملك خراسان چنانچه سابقا مذكور شده ، در حركت آمد 179 . و نخست خواجه مظفر بيتكچى [ كه ] از جملهء ملازمان سلطان حسين ميرزا بود و در زمان استيلا [ ى ] محمد خان شيبانى به شرف پاىبوس آن حضرت مشرف شده ، وزارت ولايت استراباد را به او مقرر فرمود . و چون آوازهء وصول شاهى به ولايت خراسان شايع

--> ( 1 ) . س : دار السياره . ( 2 ) . س : شتافت ( 3 ) . س : زمره ( 4 ) . ت : نكوز ؛ حبيب السير ، ج 4 ، ص 514 : « لكور » . ( 5 ) . ت : عسس . ( 6 ) . ت : رسانيدند . ( 7 ) . س : « بود همه را » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 8 ) . س : حسن .