محمد يار بن عرب قطغان

112

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

گرفته ، برآورد و از دروازهء ديگر قزيلباش درآمد . و خواجه كمال الدين محمود ساغرچى كه به درگاه محمد خان شيبانى منصب اشراف ديوانى داشت ، به جهت نگاهداشت ايلچى و هراولى بازماندگان سپاه نصرت‌پناه از راه برگشته ، « 1 » در مرو بود . و چون از قتل محمد خان شيبانى خبر يافته ، دين خود را به دنيا فروخته ، التجا به ملازمان امير نجم ثانى برده ، نقش اخلاص مذهب شيعه بر لوح خاطر نگاشت . و امير نجم ثانى زبان به شفاعت گشاده ، آن معلون به جان امان يافت بلكه هم « 2 » از آن ايام به اعانت امير نجم ثانى در منصب وزارت و صاحب ديوانى دخل كرده ، او را با ديگر ( 67 الف ) وزرا در منصب وزارت شريك ساخت . ذكر مقتول شدن محمد خان شيبانى و منهزم شدن لشكر آن اكابر و اشراف و سادات و قضات « 3 » چون ماهچهء لواى فيروزين « 4 » شاه اسماعيل در عرصهء مرو به اوج سپهر با « 5 » فتح و نصرت رسيد و صرصر مكنت و ادبار بر علم دولت و اقبال محمد خان شيبانى وزيده ، سلك جمعيت فرق « 6 » اهل اسلام متفرق گرديد ، آنگاه حكومت ولايت مرو را به دوده بيگ عنايت نموده ، لواى عزيمت به جانب دار الملك خراسان اعنى بلدهء هرات برافراخت . و قلى جان بيگ كه از جملهء ملازمان امير نجم ثانى « 7 » بود ، پيشتر از خود روان ساخت . و منشيان آستان سلطنت‌آشيان به موجب فرمان شاه اسماعيل ، فتح‌نامه‌ها به اقلام بلاغت انتماء بر صحايف انشاء و املاء نگاشتند و به مصحوب ايلچيان بهرام‌صولت به اطراف ولايت عراق عرب و عراق عجم « 8 » و فارس و كرمان و اراك « 9 » و آذربايجان و شيروان و مازندران و ديگر بلاد خراسان ارسال داشتند . از آن جهت قلى جان بيگ از ملازمان امير نجم ثانى بود و قلى جان بيگ مذكور در غايت فرح و سرور به جانب

--> ( 1 ) . س : برگشت ( 2 ) . س : همه ( 3 ) . ت : عنوان ناخوانا است . ( 4 ) . ت : فيروزىاثر ( 5 ) . س : « با » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 6 ) . « س » ، « ت » : « فوق » . ( 7 ) . س : « نجم ثانى » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 8 ) . س : عجب . ( 9 ) . س : ايران