محمد يار بن عرب قطغان

108

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

نموده ، به زخم چوب و سنگ مىكشتند . و محمد خان شيبانى از آنجا كه حميّت « 1 » و ميل خاطر به غزاة داشت تا اجتماع سپاه نصرت‌پناه توقف نكرده با معدودى چند كه در موكب همايونش بود ، روز جمعه سلخ ماه شعبان از مرو بيرون خراميده ، به تكامشى اعدا شتافت و از كثرت و استيلا اعدا نينديشيد و هرچند امراى عظام به عرض خاقان خجسته فرجام رسانيده مىگفتند تا زمان وصول برادران و عساكر نصرت‌نشان با حريف دست و كمر نمىبايد زد ، اصلا بجايى نرسيد و تعصب دين در خاطر داشت . چون كمال غيرت و غايت شوكت توكل بر خالق جزء و كلّ نموده ، خواست كه بىاعانت انصار « 2 » و معاونت اغيار بر دشمنان خاكسار محاربه نموده شرف غزاة و جهاد دريابد ، محمد خان شيبانى به اندك سپاهى كه داشت ، عزم رزم جزم كرده از عقيب دشمنان دين نهضت نمود . و در اثناى راه مكتوب شاه اسماعيل كه مشتمل بر اتحاد بود ، ( 65 الف ) به وى رسيد . و مضمون معلوم كرده ، التفات به آن كتابت نفرمود و خواجه كمال الدين محمود [ ساغرچى ] را فرمود تا قاصد وى را « 3 » به مرو برده ، مضبوط سازد و از لشكر هركس در شهر مانده باشد ، بيرون فرستد . و در طىّ مسافت طريق سرعت مسلوك داشته ، چون نزديك به قريهء محمودى رسيد ، امير بيگ مهردار كه حسب الحكم شاهى قراولى مىكرد ، عنان به صوب فرار انعطاف داد . و محمد خان شيبانى در رفتار بيشتر از پيشتر تعجيل فرمود ، بسان برق و باد از پل سيه آب گذشت . و چون سياهى سپاه دشمن مخذول « 4 » در نواحى قريهء محمودى نمودار گشت و تقارب فريقين به تلاقى انجاميده ، از طرفين به تعبيهء « 5 » سپاه و آراستن صفوف عساكر رزمخواه پرداختند . و محمد خان شيبانى دو سه هزار اوزبك كه در آن زمان ملازم ركاب ظفرآثار بودند مانند شير ژيان كه روى به صيد نخجير و آهو آورده شد و يا شاهباز بلندپرواز « 6 » كه شكار گنجشك و تيهو را آسان شمارد ، روى به طرف دشمنان نهاد . ليكن شاه اسماعيل سه‌چهارهزار سوار از قورچيان با اعتبار

--> ( 1 ) . س : « كه » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 2 ) . س : « انصار » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 3 ) . س : ورا . ( 4 ) . س : محذول . ( 5 ) . س : تعبيت . ( 6 ) . س : « و يا شاهباز بلندپرواز » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .