محمد يار بن عرب قطغان

109

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

را « 1 » عقب‌سراى ، قطارى در كمين گذاشت و خود در قلب لشكر بايستاد محمد خان شيبانى « 2 » جناحين را به وجود جان وفابى و قنبربى استحكام داد و از هر دو طرف آواز نفير و ناى زرين بلند گشت و صداى گوركه و سورن از ذروهء سپهر برين درگذشت . دم ناى برشد « 3 » برين سبز كاخ * وزان باد بشكست بر سدره شاخ شد آن صور ، غارتگر « 4 » زندگى * سرافيل را داد شرمندگى و گرد معركه نبرد ، به اوج فلك تيزگرد رسيد و غبار سمّ ستوران گيتىنورد ، نقاب رخسار آفتاب گرديد . غبار سپه بر فلك برد راه ( 65 ب ) * شد انباشته چهرهء مهر و ماه چنان تيره شد مهر عالم‌فروز * كه شد آبنوسى چو شب عاج روز تركمانان افعىسيرت ديوفرجام ، نيزه‌هاى ثعبان اندام بر دست گرفته ، روى به دشمنان آوردند « 5 » و اوزبكان بهرام انتقام ، سهام خون‌آشام بر زه كمان نهاده ، عزم رزم كردند 169 و دلاوران تركمان كه زياده به صدهزار سوار كينه‌گذار بودند رخصت داد ، آنگاه از هر دو طرف پلنگان قلهء جلادت و مردانگى و نهنگان لجهء بسالت « 6 » و فرزانگى آغاز ستيز كرده ، در ميدان تاختند و در يكديگر آويخته ، دست به استعمال آلات حرب بردند . به مردانگى هر يكى رستمى * به هم برزده لشكرى در دمى فرو ريخت خون « 7 » از دم « 8 » تيغها « 9 » * چو اقطار امطار از ميغها سنان يلان شعله‌افروز شد * چو برق بهارى جهانسوز شد و در آن‌روز هولناك جمعى كثير از تركمان بىباك به ضرب تيغ و سنان بهادران خاقان ، سرفناك « 10 » بر خاك هلاك افتادند . اما چون لشكر شاه اسماعيل همچون حركات دوام

--> ( 1 ) . س : « را » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 2 ) . س : « محمد خان شيبانى » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 3 ) . « ت » ، « س » : دمى كاخ پر شد . ( 4 ) . « س » ، « ت » : « غارتگه » . ( 5 ) . س : آورند ( 6 ) . س : ساحت . ( 7 ) . س : چون ( 8 ) . ت : دمى . ( 9 ) . س : فروريخت چون از مى تيغها . ( 10 ) . ت : شرفناك . عين ضبط نسخه اساس حفظ شد ، معناى اين كلمه به دست نيامد .