محمد يار بن عرب قطغان
95
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
درانداختند 151 و غنايم بسيار و اموال بىشمار اولجه گرفتند و محمد تيمور سلطان و عبيد الله سلطان به ديدن ( 58 الف ) فتح و ظفر شكر خداوندى بجاى آوردند 152 . ذكر خروج نمودن ابن حسين ميرزا 153 كه در سال خرد بود ، ليكن از ديگران شجاع بود و دلاور و بهادر و خوب و نيكو بود « 1 » . شرح اين واقعه و بيان اين حادثه آنكه ، چون ابن حسين ميرزا اگرچه به حسب سن از اكثر اولاد سلطان حسين ميرزا خردتر بود ، اما در ميدان جلادت و بهادرى خود را از اخوان و اقران فايق دانسته ، گوى مسابقت مىربود . و بعد از استماع خبر واقعهء هزيمت « * » بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين ميرزا به خيال بختآزمايى و نيّت كشورگشايى « 2 » بر زين ملكستانى نشسته ، از ولايت قاين كه سيورغال او بود به جانب نيشابور و سبزوار توجه نموده « 3 » و امير محمد برندوق برلاس و عبد الباقى ميرزا به موكب او پيوسته ، جمعيت تمام در ظل رايتش به وقوع انجاميد و پس از قتل ابو الحسن ميرزا و محمد محسن ميرزا و محمد قاسم ميرزا و سيد عبد الله ميرزا و جمع كثير از لشكريان و امرا بدان جانب شتافته ، مكنت و عظمت ابن حسين ميرزا مضاعف گرديد . و محمد تيمور سلطان و عبيد الله سلطان چون از جمعيت ابن حسين ميرزا و « 4 » داعيهء جهانبانى او وقوف يافتند ، كيفيت حال را به پايهء سرير خانى عرضه داشت كرده ، حسب الحكم به طرف سبزوار شتافتند . ابن حسين ميرزا چون بر « 5 » توجه اعدا مطلع شد ، [ موضع ] يكدر را معسكر گردانيده ، دل بر محاربه و مقاتله نهاد و مستعد جنگ و پيكار گرديد . بعد از تقارب فريقين [ و ] تساوى صفين ، صداى كوس حربى نمونهء صور اسرافيل در قالب ( 58 ب ) جهانيان دميد و آواز كرناى بلند گشته ، به مسامع ساكنان حصار افلاك رسيد ، افواج آن دو لشكر مانند امواج بحر اخضر در جوش آمدند و دست به تير و كمان و سيف و سنان برده ، خروش برآوردند و سهام چهار پر از
--> ( 1 ) . ت : عنوان ناخوانا است . ( * ) منظور جنگى است كه در محرم 913 ه ق در موضع مرل از ولايت بادغيس هرات درگرفت . ( 2 ) . س : كشورگشاى ( 3 ) . س : نموده فرمود . ( 4 ) . س : « و » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 5 ) . ت : به