محمد يار بن عرب قطغان

94

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

در آن‌روز با « 1 » طايفه [ اى ] از خواص خود كه هريكى شير بيشهء هيجا و نهنگ درياى دغا بودند ، بر صف اعدا تاخت و به هر حمله مبارزين « 2 » بر خاك هلاك انداخت . و از اين‌جانب دلاوران خانى در كمال دلاورى و غايت بهادرى ، فريقى سهام خون‌آشام به زه كمان نهاده ، عزم رزم كردند ( 57 ب ) و فوج ديگر با تيغ‌هاى زمردپيكر بر اعداى واژون اختر حمله كردند ، پيكان جان‌گسل نايرهء خونريز در چشم مخالفان پرستيز گشادند و به ضرب شمشير برّان رخنه در جان دشمن انداخته ، خرمن بقاى ايشان را به باد فنا بردادند . غمام كمانها ز باران تير * رسانيد « 3 » طوفان به چرخ اثير و عبيد الله سلطان « 4 » نيز از جانب خود حمله آورده ، دادمردى « 5 » و مردانگى داد . ( بيت : ) چو آن شيردل سوى ميدان رسيد * به هر حمله پيلى « 6 » ز هم بردريد به هر صف كه آن پيلتن رو نهاد * ز خون يلان خاك را رنگ داد و از جانب ديگر ابو الحسن ميرزا و محمد محسن ميرزا هرچند سعى نمودند دلاورى و بهادرى بجاى آورده ، كمال مردانگى فرمودند ، چون مدت دولتشان به سر آمده بود و حيات مقدر به نهايت انجاميده ، فايده « 7 » بر آن كوشش مترتب نگشت و شكست بر سپاه خراسان افتاده ، مهم از تدبير برنا و پير درگذشت . و امير بابا محمود ولد امير بابا حسن مهردار با جمعى كثير از رؤساى لشكر خراسان از زخم تير و تيغ پهلوانان جداى بر خاك هلاك افتاد ، بقيه « 8 » روى به وادى فرار آورده ، محمد تيمور سلطان و عبيد الله سلطان را صورت فتح روى داد . و سپاه ظفرپناه « 9 » ماوراء النهر از روى قهر و ستيز ابو الحسن ميرزا و محمد محسن ميرزا را در ميان گرفته ، هر دو را اسير سرپنجهء تقدير ساختند و دست‌ها بسته ، پيش سلطان آورده به ضرب شمشير خونريز آن دو خسرو عالى همّت را از پاى

--> ( 1 ) . س : « با » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 2 ) . ت : مبارزى ( 3 ) . س : رسانيده ( 4 ) . س : عبد الله سلطان ( 5 ) . س : « مردى » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 6 ) . ت : چو پيلى ( 7 ) . س : مانده ( 8 ) . ت : بقية السيف . ( 9 ) . س : « پناه » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .