محمد يار بن عرب قطغان
90
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
نقصان نرساند . لاجرم متوطنان قلعهء اختيار الدين بعضى به اختيار و زمرهاى به اضطرار از مضيق حصار بيرون خراميده ، به جان و مال امان يافتند . و از روىپوشان سراپردهء عصمت ، كابلى بيگم را قنبربى كوكلتاش به حبالهء نكاح درآورده ، عندليب بيگم را تيمور سلطان به حرمسراى خويش فرستاد و كتوالى قلعهء اختيار الدين به پهلوان درويش محمد تعلق گرفته ، جان وفا ميرزا از بيرون دروازهء خوش بدانجا نقل كرده ، متوطن شده . و چون خاطر خطير محمد خان شيبانى از جانب حصار اختيار الدين فارغ گشت ، فتح قلعهء تيرهتو « 1 » را كه در تصرف امير زين الدين على بود ، پيشنهاد همت ساخت و با اعاظم امرا و اركان دولت قرعهء مشورت در ميان انداخت ، بنابرآنكه آن حصار استوار از بدايع صنايع آفريدگار است و گرفتن آن به جنگ از حيّز مكنت بيرون . رأى همگنان بر آن قرار يافت كه به ارسال رسل و رسايل امير زين الدين على را به ملازمت آورند و خواجه شمس الدين محمد منشى كه به او رابطهء محبت و اتحاد مستحكم داشت ، متكفل آن خدمت شده بود ، عنان عزيمت به جانب حصار تيرهتو منعطف گردانيد . و بعد از وصول ، خاطر امير زين الدين على را به غلاظ ايمان و تأكيد قواعد پيمان اطمينان داده ، به درگاه ( 55 ب ) عالمپناه رسانيد و امير زين الدين على مقاليد قلعه و ذخاير تسليم خدام پايه سرير سلطنت مصير كرده و اموال خاصهء خود را نيز به رسم پيشكش فرود آورد و از ساير تعرضات ايمن شده 147 منظور نظر عنايت گرديد . [ رفتن محمد تيمور سلطان و ] عبيد الله سلطان « 2 » بنابر فرمان خاقان گيتىستان محمد خان شيبانى [ به هرات ] و كشته شدن آن دو برادر به دست سپاه سلاطين خجستهاثر به تقدير خالق اكبر شرح اين حال بر سبيل اجمال آنكه ، در آن وقت و آن اوان كه ابو الفتح محمد خان شيبانى ولايت ماوراء النهر را مسخر گردانيد ، ابو الحسن ميرزا كه حاكم ولايت مرو بود ، از كمال
--> ( 1 ) . س : قلعه نره توراك ( 2 ) . « ت » ، « س » : عبد الله سلطان .