محمد يار بن عرب قطغان

89

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

[ ذكر تسخير قلعهء اختيار الدين و حصار تيره‌تو ] « 1 » چون بديع الزمان ميرزا كتوالى حصار اختيار الدين را به امير عاشق محمد كوكلتاش ولد امير ساربان جنيد مفوض گردانيده بود ، در وقت توجه به منزل حرم محترم خود كابلى بيگم دختر الغ بيگ بن سلطان ابو سعيد ميرزا « 2 » را با رقيه آغا كه به عندليب اشتهار داشت ، در آن قلعه گذاشت و از معركهء منزل امير عاشق محمد ارغون و شيخ عبد الله بكاول و بعضى از افراد اخيار كه مجال فرار يافته بودند ، به حضانت آن قلعه التجا نمودند . خواجه ميركى به آن قلعه رفته بود و خديجه بيگم آغا نيز از دست مخلصان گريخته ، در آن منزل تحصين نمود . و چون آن جماعت از سطوت سپاه بهرام صولت خانى به غايت هراسان بودند ، با وجود آنكه مهم شهر به آن مرتبه كه شرح كرده شد رسيده [ بود ] ، در محافظت آن قلعه از خود به تقصير راضى نمىشدند و محمد خان شيبانى به همگى همّت متوجه فتح آن حصار گشته ، ايلچيان سخن‌دان به پيش امير عاشق محمد كوكلتاش فرستاد تا او را از وخامت عاقبت مخالفت ترسانيده و از عقوبت خدام بارگاه سلطنت ايمن گردانيده ، پايان آورند . و چون نتيجه برآمد شد سفرا ترتيب نيافت ، فرمان واجب الاذعان شرف نفاذ پذيرفت كه نقبچيان آغاز كندن نقب كردند . و چون سه‌چهار روز بدان كار پرداختند ، قواعد برجى كه به جانب باغ شهر است ، مجوّف گشته ، ميل به انهدام آورد « 3 » و از مشاهدهء آن كار اركان ثبات و قرار ساكنان ( 55 الف ) آن حصار متزلزل « 4 » شده ، قاصدى به بارگاه خلافت‌پناه فرستادند و به جان امان طلبيدند . و حسب الحكم مولانا عبد الرحيم به در قلعه رفته و هر سه « 5 » عاشق محمد و عبد الله بكاول و خواجه ميركى پايان آمدند و مولانا عبد الرحيم قواعد عهد « 6 » و پيمان را به ايمان مؤكد گردانيده ، سوگند خورد كه چون قلعه را تسليم نمايند ، هيچ‌كس به مال و جان ايشان

--> ( 1 ) . « س » ، « ت » : « ذكر تسخير قلعهء اختيار الدين و حصار تيره تو » ندارد . ( 2 ) . س : ميرزا الغ بيگ بن ميرزا سلطان ابو سعيد ( 3 ) . س : « به جانب باغ شهر . . . به انهدام آورد » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 4 ) . س : منزل ، ت : مزلزل ( 5 ) . هر دو . ( 6 ) . س : « عهد » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .