عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
48
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
مفصّل بسيار ممتاز و طرف شمالش عمارات فوقانى براى نشيمن صاحبمنصب ساختهاند . و در وسط اصطبل حوض انبارى است كه آب آن بهطور شتر گلو از بيرون قلعه مىآيد . فعلا مجراى آن آب خراب [ است ] و چون تمام ساخلو ارگ از همين آب بايد مصرف كنند فورا قدغن كردم استاد و عمله مصالح كار را فراهم نموده درصدد آبادى و تنقيهء شترگلوى مزبور برآيند . و اين اصطبل در غير ضرورت صد رأس اسب ، و وقت اضطرار قريب يكصد و پنجاه رأس هم در طويلهايش مىگنجد و بسيار طويلهء بزرگ خوبى است و دو گوشهء جنوبى اصطبل دو برج است كه در آنها قراولخانه و تيركشها و مأمنهاى خوب دارد . دروازهء چهارم دروازهء توپخانه است كه در زير برجى واقع است كه آنهم داراى قراولخانه و بالاخانه است . ميدان توپخانه مربع مستطيل و طولش تقريبا پنجاه ذرع و عرضش بهحسب تخمين سى و پنج ذرع است . و در چهار طرف دو طبقه عمارات فوقانى و تحتانى و انبارها و نشيمنهاى بقاعدهء خوب دارد و عمارات فوقانى و جنوب آن دورو است و يك گاوچاه هم دارد كه فعلا داير نيست . و در طرف جنوب شرقى توپخانه برجى بزرگ است كه راه توپ هم براى آن منظور و تيركش توپ براى آن ايجاد شده . و به هفت هشت ذرع فاصله بهطرف غرب نيز برجى است كه دو قراولخانهء عليا و سفلى دارد و بعد از آن در پشتبام توپخانه دو انبار يكى كوچك و ديگرى بزرگ ساختهاند . و طرف جنوب غربى توپخانه برجى در كمال بزرگى معروف به [ 29 ] « برج آسياب » است و چهار پنج اطاق قراولخانه در آن ساخته شده و تيركش توپ تنگى « 1 » هم دارد . و طرف شمال غربى توپخانه محاذات « برج آسياب » عمارت و حياط قورخانه ساخته شده كه در جلو آن انبار ذخيرهء توپخانه است و انبار مزبور يك كلّه كار بزرگ است به ضميمهء مختصر صندوقخانه كه اسبابهاى توپ و چرخ و ملزومات مندرسهء كهنه در آنجا انبار است . و بعد از آن دالان تنگى است از حياط ذخيرهء قورخانه كه داراى كرياس و مختصر اطاقى است ، و در بالاى اين دالان دو بالاخانهء مختصر است . و حياط قورخانه كه تقريبا پانزده ذرع طول و ده ذرع عرض دارد مفروش است از آجر ، صاحب نه اطاق « 2 » . و از همه قبيل سرب و باروط و گلولهء توپ و خمپاره و ملزومات قورخانه حتى روغن پنبهء تخم از چهل پنجاه سال قبل در انبارهاى ذخيره موجود است و صورت
--> ( 1 ) - چنين خواندهشدنى بود . ( 2 ) - كذا ، مقصود مشخص نيست .