عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
45
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
استقبال در بم 51 بالجمله همينكه نزديك به بم شديم اردوى نظامى همراه خودمان را كه از راين جلو فرستاده بوديم به رسم استقبال به كوچه باغات اوّل بم آمده و ساير سربازهاى فوج گرمسيرى متوقف و مأمور بم به ضميمهء غالب [ 25 مكرر ] « 1 » خلق آنجا از زن و مرد و صغير و كبير و تجار مسلم و گبر و هندو و ساير ارباب حرف و خواصّ و عوام ، سواره و پياده استقبال كرده بودند . و بعضى ارباب حرف به رسم هدايا و تحف طبق شيرينى بر سر نهاده و به تشريف نبات اظهار حيات مىكردند و من هم فراخور حال و مناسب محلّ رسومات نظامى را با اهل نظام مرعى و تعارفات رسمى را با تجار عظام معمول [ مىداشتم ] و از هريك به زبانى احوالپرسى و دلجوئى مىكردم . و مقارن غروبى به يورت اردو كه در طرف مشرق بم واقع شده بود وارد شديم . چهار دسته از سربازهاى گرمسيرى مأمور بماند و اينك يك دسته را همراه خود به بلوچستان مىبرم و سه دسته فعلا در ارگ بم متوقفند تا شب عيد و مقارن عيد كه از آن به بعد حسب المعمول وجود آنها در سرحدّات بلوچستان در كار است روانهء بمپور شده به دستور العمل زين العابدين خان « 2 » سردار بلوچستان به ساخلو و كوتوالى « 3 » قلعهجات و حفظ آن حدود مشغول خواهند بود . جواب نوشتجات دولتى 52 و در اينبين غلام حامل نوشتهجات شهر رسيد و از اطّلاع به حفظ نظم و بقاى امنيت و ترفيه احوال عموم اهالى شهر و ازدياد اجناس و وفور ارزاق آنجا بر مزاياى خوشوقتيم افزود و امشب را در كمال سرور بهسر خواهيم برد . و همينكه پاسى از شب گذشت منشيها را احضار كرده به تقرير جواب نوشتجات دولتى و ولايتى مشغول شديم . قصيدهء يكصد و پنجاه بيتى 53 روز جمعه را هم اوقات مصروف اتمام نوشتجات و رسيدگى به عرايض متفرقهء
--> ( 1 ) - شمارهء صفحهء 25 در نسخه تكرار شده است . ( 2 ) - نگاه كنيد به اسناد و اطلاعات مربوط به او در كتاب « بلوچستان در سالهاى 1307 تا قمرى » به قلم آقاى عبد الرضا سالار بهزادى ( تهران ، موقوفات دكتر محمود افشار ، 1372 ) . ( 3 ) - اصل : كوتوائى .