عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
427
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
تهرود 778 راه اين منزل شش فرسخ و قدرى سراشيب و سنگلاخ و جزئى نشيب و فراز [ ست ] و خطش به شمال غربى سير مىكند و همينكه يك فرسخ بگذرى [ 420 ] از كوههاى مرغك خارج [ شده ] و رودخانه [ به ] يمين راه سير نموده به دارزين و بيدران به رود تهرود [ رسيده ] و از پشت بم رد شده مزارعات پشت رود را مشروب [ مىكند ] و مصبّ آن هنگام طغيان اين رودخانه در پهن دشت يسار زنگى احمد است و از آن نقطه تا منزل پنج فرسخ [ است ] و ديگر آب و آبادى نيست و در سنگلاخ يمين و يسار راه هم اقسام علوفه موجود [ است ] . كبك و تيهو بهطور ندرت يافت مىشود و خود من به همين جهت از ابتداى منزل از جاده خارج [ شده ] و به عزم شكار كبك و تيهو رفته قوشها را سير نموده دو ساعت به غروب وارد سروستان شديم . سروستان 779 سروستان مزرعهاى است داراى دو رشته قنات ، در ميان جلگه واقع است و چون به ابارق نزديك است باد هم غالبا مىوزد و سرّ تقريبى آن در شرح حال ابارق هنگام ذهاب گذشت . مالكين عمدهء آن سليمان خان سرتيپ و مير مراد على خان ضابط و اهالى راين است و يك دانگ از مزرعهء مزبوره هم جزو موقوفات آستانهء حضرت شاه نعمة اللّه قدس سرّه است . و هواى اين نقطه بهواسطهء تموّج هوا با اينكه از راين گودتر است زمستانش سردتر و تابستانش از آنجا گرمتر است . محصول سروستان شتويا صيفيا معادل صد و پنجاه خروار [ است ] و اهالى آن از زعيم و عمله قريب بيست خانوار [ اند ] و در بنگاه خشت و گلى سكونت دارند و يك قطعه باغ محقر مشجرى هم در اينجا ساختهاند و كاروانسراى قريب به خرابه هم در اينجا جدّهء مير ناصر خان چنانچه در شرح حال جبال بارز و جيرفت گذشت بنا كرده و فعلا در زمستانها تا يك درجه رفع احتياج مىكند . ماليات اين نقطه و هكذا ابارق و تهرود جزو راين است . و شرح حال تمام آنها از خطوط و نفوس و مقياس آب و زراعت و ابنيه و عمارات و وضع آبوهوا و ساير معلومات آنها در ضمن خط ذهاب و شرح راين و هنك و ماهان الى شهر گذشته [ است ] . و اينك از فردا كه به پاىبنه رسيديم عينا به قهقراء برمىگرديم و فقط بايد شرح روزنامهء خود را نگاشت و زائد بر آن تكرار و