عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
428
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
اسباب صداع مستمع و بىنتيجه است . ديگر آنچه بايد اتفاق افتد به رشتهء تحرير خواهد آمد . بهسوى پاىبنه 780 صبح پنجشنبه 21 - بهواسطهء احياء داشتن و زياد نشستن شب بعد از اداى نماز صبح خوابيدم و همينكه سه ساعت از طلوع گذشت مصمم رفتن منزل پاىبنه شديم . و در اين وقت حاجى ولى خان حاكم بم و ميرزا غلامرضا لشكرنويس و حاجى اسد اللّه خان سرهنگ نزد من آمده مرخصى گرفتند و من هم لازمه تأكيد و سفارش را در حفظ انتظامات [ 421 ] محلّ و نگاهدارى رعيّت به آنها كرده روانه شديم . جيحون 781 راه اين منزل چهار فرسخ و غالبا مسطّح و هموار [ ست ] و جزئى نشيب و فراز در حوالى رودخانهء تهرود دارد و همينكه تقريبا دو فرسخ و نيم بگذرد به نهر مزرعهء جيحون ملكى ميرزا قلندر خان مىرسد و مزرعهء مزبوره داراى ده پانزده خروار جنس و جزئى باغات و وصل به رودخانهء تهرود و طرف يسار واقع است و هروقت آب رود طغيان كند مقدارى از زمينهاى آن را آب مىبرد . كاروانسراى پاىبنه 782 بالجمله قريب سه ساعت به غروب وارد پاىبنه شديم در حالتى كه رعد و برقى حاصل [ شد ] و جزئى بارانى ريخته و فورا آفتاب شد . شرح پاىبنه و رودخانهء تهرود سابقا ذكر شده و فعلا زياده از صد سنگ آب دارد و انشاء اللّه محصولات خالصه و اربابى اين صفحات را از بابت آب نقصانى در كار نيست . خداوند از ساير آفتها محفوظ دارد . كاروانسرائى كه در رفتن بلوچستان ميرزا فتحعلى خان ضابط راين شروع به ايجاد كرده بود اينك از هر جهت تمام [ بود ] و فى حدّ نفسه كاروانسراى خوبى است و در اين نقطه وجودش براى عابرين خيلى مغتنم است زيرا كه در اين نزديكيها ابدا اوطاق و پناهى نيست .