عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
40
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
حركت از پاىبنه - بابا خواجه 41 سهشنبه غرّهء شهر رجب را همينكه دو ساعت از طلوع گذشت و سربنه از پاىبنه حركت كرد و بعضى از همراهان جلو افتادند خود من با بعضى از همراهان كه وجودشان در شكار بهكار است سوار شده همهجا در رودخانهء مزبوره سير كرده همينكه يك فرسنگى گذشتيم محاذات زيارتگاه مانندى كه فعلا خرابه است و آن را « بابا خواجه » مىگويند رسيديم . و باز يك فرسنگ ديگر طى نموده مقابل دو خالصهء نگور و خوان خواتون و فرسخ سوّمين قرب به اتمام بود كه بالمرّه از رودخانه خارج شديم . در اين رودخانه كبك و درّاج هردو موجود [ بود ] و كانه برزخ ما بين سرحدّ « 1 » و گرمسير است . ولى در هذه السنه بهواسطهء خشكسالى كبك و درّاجش از سالهاى قبل كمتر [ بود ] و جزئى شكار شد . مجملا از پاىبنه تا ابارق چهار فرسنگ كامل [ است ] و قريب سه فرسخش در رودخانه و حولوحوش آن سير مىكند و يك فرسنگ متجاوزش از رودخانه خارج [ ست ] و جزئى كوه و تل و نشيب و فراز دارد . چندان صعب العبور نيست . خطّ اين منزل هم كما فى السّابق رو به جنوب شرقى سير مىكند و قريب به بانگاه « 2 » ابارق قلعه خرابهاى است كه بالاى كوه مختصر از قديم بنا شده و عوام را اعتقاد آن است كه از بناهاى بهمن است . ارتفاع اين نقطه از سطح دريا هزار و چهارصد و هفتاد و پنج ذرع است . ابارق 42 ابارق شش گاوبندش [ 21 ] كه عبارت از سه دانگ است خالصه و سه دانگ اربابى . خلقش قريب صد و پنجاه نفر و استعداد زمينش خوب و محصولش منحصر به غلّه و جزئى كولك « 3 » است . و در حوالى آن دو مزرعهء اربابى است كه مسمّى به اسدآباد و تقىآباد است و از خصايص اين محل اشتداد وزيدن بادهاى سخت است كه كمتر وقتى هواى آنجا را ساكن ديدهاند و علتش معلوم نيست و به اين واسطه زمستان اين نقطه از غالب جاها سردتر و زيست در آنجا از هر ييلاقى سختتر است و شبى را هم با كمال صعوبت در ابارق بايد بيتوته نمود .
--> ( 1 ) - سرحد در منطقهء جنوب اصطلاحا به معنى سردسيرست . ولى در بلوچستان نام منطقهء نزديك خاش سرحدّ بود . ( 2 ) - كذا . ظاهرا « بنگاه » مىخواسته بنويسد به مانند جاهاى ديگر . ( 3 ) - پنبه .