عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

372

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

[ دنبالهء مسافرت‌نامه ] 716 بيژن‌آباد 717 صبح دوشنبه چهارم شهر رمضان المبارك بعد از اداى فريضه مترصّد حركت به طرف بيژن‌آباد بوديم در حالتى كه شبانه باران كاملى آمده و يكى دو ساعت از آفتاب گذشته باز كماكان عنوان به باريدن نمود و چون پيشخانه رفته و در اينجا هم سيورساتى حاضر نبود گفتم چادرها را با حالت ترى و سنگينى حمل نمودند و همين‌كه سه ساعت از آفتاب گذشت اردو پيش‌وپس حركت [ كرد ] و روانهء بيژن‌آباد شدند . حسين‌آباد 718 راه اين منزل پنج فرسخ و همه‌جا مسطّح و هموار است و خط آن به مغرب سير مىكند . اگرچه فعلا به‌واسطهء وفور رحمت تمام غديرها مملو از آب و علوفهء سبز اطراف جاده فراوان است ليكن در غير اين فصل تا بيژن‌آباد آبش منحصر است به آب مزرعهء حسين‌آباد ملكى مير حسين كه در دو فرسخى شاه‌آباد واقع [ است ] و شرح آن در ضمن مزارعات حوالى رود هلير گذشت . علوفهء شترى هم اطراف جاده ممكن ولى درمشو ناياب است . شكار يازده آهو 719 بالجمله خود من چنان كه در غالب منازل معمول است از ابتداى منزل از جاده خارج [ شدم ] و به‌طرف يمين راه با اجزاء مناسب شكار به عزم شكار رفته و به قرار تفصيل يازده آهو صيد كرده : خودم ، رأس - امير درّان خان ، سه رأس - محمد خان سرهنگ ، دو رأس - ميرزا احمد خان سرتيپ ، چهار رأس - رستم خان ، رأس . و مقارن غروبى وارد بيژن‌آباد شديم در حالتى كه از صبح تاكنون اتصالا سخت و سست باران مىريزد ، تا شبى و فردا چه شود و قاصد حامل نوشته‌جات هم اول