عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

373

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

غروبى به بيژن‌آباد وارد [ شد ] [ 397 ] ليكن امشب را حالت كاغذ خواندن نيست . اقامت بيژن‌آباد 720 روز سه‌شنبه پنجم رمضان را حسب المعمول سحرى برخاسته سحرى خورديم در حالتى كه باران كماكان ريزان است ليكن چندان شدت نداشت . بعد از خوردن سحور و خواندن ادعيه و نماز فجر خوابيدم و قبل از ظهرى برخاسته چندى اوقات [ را ] صرف قرآن خواندن نموده بعد منشيها را احضار و كاغذهاى شهر را جواب دستور العمل داده و عصرى هم براى تفرّج و اشتغال سوار شده افطار را مراجعت نمودم و از ظهر به اين طرف باران ايستاده بود . توقف - آب‌باز 721 چهارشنبه ششم را هم على الرّسم سحور خورده بعد از خواندن نماز خوابيدم و چون ميرزا عبد الرحيم خان منشىباشى [ قصد ] عزيمت زيارت كربلاى معلى دارد امروز مرخصى حاصل نموده روانه شد و ميرزا عبد اللّه خان منشى هم به اتفاق او به رود هلير رفت كه برادرش را رد كرده مراجعت نمايد . و شبانه برگشته مذكور داشت به‌واسطهء شدت و طغيان آب منشىباشى نتوانسته است از آب رد شود . لهذا شرحى به او نوشتم كه اگر طغيان آب فرونمىنشيند مراجعت كند و به مجير الملك و ميرزا عبد اللّه خان گفتم كاغذهاى جوابيهء شهر را به اتمام برسانند كه فرداى پنجشنبه غلام حامل نوشتجات را روانه نمائيم . و شبى را افطار نموده بعد از نماز و ادعيهء معموله خوابيدم و سحر برخاسته سحور خورديم . و پيش از ظهر پنجشنبه كه از خواب برخاسته مشغول خواندن قرآن بودم منشىباشى از سر رودخانه مراجعت كرده و مىگويد آب قدرى رو به نقصان گذاشته و بعضى از سربازهاى اقطاعى كه از اينجا مرخص خانه شده بودند از آب رد شده‌اند ، لهذا منشيها كاغذهاى پستى و متعلق به شهر كرمان را بسته غلام را روانه نموده و محض تماشاى رودخانه عصرى به سر رودخانهء مزبوره رفتم و « آب باز » در جلو خودم از رود رد شد و اطمينان حاصل نموده برگشتم و به منشىباشى اذن دادم فردا كه ما از اينجا به سنگ سفيد مىرويم او هم به سلامت روانه شود . و اين سه روز توقف بيژن‌آباد به عرايض متفرقه رسيدگى [ شد ] و كارهاى راجعه به آنجا را الحمد للّه كاملا فيصل و انجام دادم . بالجمله ماليات رودبار و بشاگرد و خلق اين حدود به قرار تفصيل ذيل است :