عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

368

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

حور 709 و از آنجا هم به خط شرق جنوبى چهار فرسخ است تا مزرعهء حور و راهش اندكى رو به فراز و ريگزار است و اطراف اين راه هم علوفه از قبيل تاگز و اسكنبيل و درمشو زياد [ ست ] و جسته‌جسته كنار و كهور هم به هم مىرسد و آهوى اين صحرا از منزل سابق بيشتر است و تا حور ديگر چشمه و چاهى نيست . حور مزرعه‌اى است جزو خاك مارز و شرح حالش گذشت و طرف يسار آن تلهاى ريگ بسيار بزرگ است و تيهو در آنها زياد . و از حور يك فرسخ گذشته به كنگروى سابق الذكر مىرسد و از آنجا به رمشك و تكرار آن جايز نيست . توصيف آنچه گفته شد اين است شرح حال عموم مزارع و كليهء خلق و سكنه و رودخانه‌هاى رودبار و بشاگرد و مارز و دراب‌سر و كوه‌شهر و سرحدّ منوجان و سفيدآبادان و غالب خطوط عمده و كوههاى معتنى به و كليهء حدود قلمرو و ضابط و عمّال و كدخدايان اين صفحات [ كه ] در اين مسافرت‌نامه مذكور و اسامى تمام كدخدايان و ريش سفيدان و خوانين و طبقات نوكر و رعيت مسطور است . و غير از خطوط جزئيه كه از اين مزرعه به مزرعهء ديگر و از اين چشمه به چاه ديگر مىرود و تحقيق آن اهميتى نداشت فروگذار نشده است . امير درّان خان 710 و بايد بدوا مجملى از شرح حال امير درّان خان سرهنگ و بعد به ذكر خط خودمان كه از شاه‌آباد به بيژن‌آباد و از آنجا به سنگ سفيد و دوسارى و جبال بارز و جيرفت مىرويم بپردازيم . و باللّه التوفيق . امير درّان خان سرهنگ ضابط رودبار و بشاگرد پسر نور الدين خان [ است ] كه او پسر سعيد خان بوده است و سعيد خان از خوانين محترم اين حدود و سر سلسلهء اهالى رودبار بوده است و مشار اليه يك برادر و پنج پسر داشته است كه اسامى آنها به قرار تفصيل است و بزرگ و كوچكى آنها از ترتيب و از تقدم و تأخر اسمهايشان معلوم است : ميرزا خان برادرش - بيژن خان - رستم خان - نور الدين خان - مستعلى خان - چراغ خان . و در اواخر عمر چراغ خان از طرف دولت سركردهء نوكر رودبارى شده و بعد از