عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
354
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
گدار دوركون 680 از سرزه خطى بهطرف جنوب سير كرده و به مزرعهء دوركون مىرسد و از آنجا تا سرزه پنج فرسخ و راهش بدوا رو به فراز و سنگلاخ است . و همينكه راه نصف شود به گدارى مىرسد كه آن را گدار دوركون مىنامند و پاى گدار مزبور طرف يمين جادّه به فاصلهء پنجاه شصت قدم چشمهاى است آبش گوارا و زياد است و از آنجا تا دوركون دو فرسخ متجاوز و راهش سراشيب و سنگلاخ سخت ، طورى است كه عبور دادن توپ غيرممكن است و سواره رفتن با اسب هم نهايت دشوار است . و علوفه از قبيل درمشو و كنار و كاهكو « 1 » فراوان [ است ] و سابقا نوشتهايم كه كنار ميوه هم دارد و اهالى اين نقاط مىخورند . ليكن چندان مأكول نيست و برگ آن « سدر » معروف است . دوركون 681 دوركون - مزرعهاى است در وسط كوهها واقع و از جمله كوه بزرگى است سفيد ، و سير آن از مغرب به مشرق و آن را كوه دوركون مىنامند . و آب مزرعهء مزبوره و دو مزرعهء ديگر كه ذكرش خواهد رسيد از همين كوه [ است ] و علوفه [ 383 ] و شكار و چشمهسار زياده از حصر و حساب است . خرس و پلنگ و گرگ و كفتار نيز در آن بسيار است . مجملا مزرعهء مزبوره متعلق است به رعيّت جمعى مشهدى عبد العلى كوه شهرى و محصول آن شتويا صيفيا معادل ده خروار و نخيلات آن زياده از سه هزار و اهالى آن قريب چهل خانوار است . و هواى اين نقطه تا كهنوج سعيد خان چندان اختلافى ندارد و با اينكه زمينش خيلى گودتر است چون كوهستان است چندان توقفش محل اشكال نيست . دو مزرعهء ديگر در يمين دوركون و متعلق به طايفهء مشهدى عبد العلى كلانتر كوه شهر و ابوابجمعى او است و معلوماتى [ را ] كه اين دو مزرعه دارد ذيلا مىنگارد .
--> ( 1 ) - ( - كاكو ) .