عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
337
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
در آنجا داخل رود و چشمهسار مزبور مىشود و آن را بنزه جغين مىنامند و از اينجا تا جغين تمام راه در كف و اطراف رود و چشمهسار مزبور سير مىكند . جغين 638 جغين مزرعهاى است متعلق به ملّا علينقى كدخداى جغين و كسان او و آب آن از رود بنزه سابق الذكر است . و محصولش شتويا صيفيا قريب چهل خروار و عملجات و اهالى آن كه قريب چهل خانوار است در كپر و كنتوك « 1 » سكونت دارند . و قلعهچهء محقّرى هم در آنجا از سابق ساختهاند كه هنوز هم چندان خرابه و باير نيست . ولى كسى در آنجا نشيمن ندارد . در جلو قلعهء مزبوره قريب بيست اصله درخت جم غرس شده و فعلا بارور است و شرح حال درخت جم در ضمن قصر قند بلوچستان گذشت . كوه گلگل 639 طرف يمين جغين به فاصلهء نيم فرسخ كوهى است موسوم به كوه گلگل و در دامنهء آن چشمهاى است كه قريب صد بوته نخل دارد و صاحبان آن از اهالى جغين است و در كوه مزبور علوفه و شكار كوهى و كبك و تيهو بسيار [ ست ] و جستهجسته پلنگ نيز يافت مىشود و در يسار آن پهندشت وسيعى است كه آهوى آن زياده از حدّ تصور است و در خاك تمام گرمسيرات و حدود رودبار و بلوچستان زمينى كه اينقدر آهو در آن باشد ديده نشده است . مجملا خود جغين منتهى اليه سرحدّ و جزو آن است و از اينجا ديگر خطّ دو شعبه مىشود . يكى به جنوب غربى سير كرده و به سرنى مىرود و از آنجا به ميناب فارس منتهى مىشود . و ديگرى بهطرف يسار و به سمت جنوب مىرود و به چاهنان و سندرك بشاگرد سير مىكند و بدوا خط يمين و ثانيا به خط يسار مىپردازيم . گدار انجيرك 640 از جغين تا سرنى سه فرسخ و راهش اندكى رو به فراز است و همينكه دو فرسخ بگذرى به گردنهاى مىرسد معروف به گدار انجيرك و از آنجا تا سرنى يك فرسخ و
--> ( 1 ) - درين مورد كنتوك آورده .