عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

329

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

وسط راه بارگاه و كهنوج خطى از يمين جاده جدا شده و به جنوب غربى سير مىكند و به دهكهان مىرود و فعلا خط يمين را ذكر [ مىكنيم ] و بعد از آن به خط يسار خواهيم پرداخت . گدار آبشان - كوه لهران 620 از كهنوج تا دهكهان شش فرسخ و چهار فرسخ اولش مسطح و جزئى سنگلاخ است و بعد از آن يك فرسنگى رو به فراز و سنگلاخ است و به گدارى مىرسد مسمّى به گدار آبشان و كوه طرف يمين بسيار بزرگ و معروف است به كوه لهران و طرف چپ را كوه رگ‌ريسان مىنامند و در آنها علوفه از قبيل كاه‌كو « 1 » و درمشو فراوان و شكار كوهى و پلنگ و خرس و يوز و پلنگ و كرك و كفتار بسيار [ ست ] و گراز هم در جنگلهاى حول‌وحوش جسته‌جسته يافت مىشود . و از سرگدار آبشان تا دهكهان يك فرسخ و راهش سراشيب و جزئى سنگلاخ است و نزديك به گدار آبشان چشمه‌اى است محقر ، آبش گوارا و كم . و غير از آن در اين شش فرسخ ابدا آب و آبادى نيست . دهكهان 621 دهكهان - مزرعه‌اى است در وسط كوهها واقع و زمين آن نسبت به اطراف به اندازهء دويست ذرع ارتفاع دارد و محصول آن شتويا صيفيا قريب هشت خروار است و آب آن از گاوچاه است و معادل هزار نخل هم دارد كه از همان آب مشروب مىشود . رودگلو 622 رودخانه از كوههاى سهران جارى [ است ] و به غرب جنوبى سير مىكند و موسوم است به رودگلو و از همين دهكهان به فاصلهء پانصد قدم مىگذرد و آب آن دائمى و چشمه‌سار است و طاحونه از همان آب رود داير است . و دو طرف رود مزبور معادل دو هزار نخل است [ 361 ] كه متعلق به مزرعهء دهكهان و مالكين آن ملّا گدا على كدخداى مزرعهء مزبوره و برادرهاى مشار اليه و خورده‌ارباب متفرقه است و به همه‌جهت از ارباب و عملجات قريب پنجاه خانوار از طايفهء دهكهانى

--> ( 1 ) - پيش ازين همه‌جا « كاكو » نوشته است .