عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

330

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

سابق الذكر در خانه‌هاى چوب‌پوش كه سقف و پى آن را [ از ] چوب نخل و اطرافش را با برگهاى نخل مىبافند سكنى دارند و آنها را كنتوك « 1 » مىنامند . آب اين نقطه شيرين [ است ] و هواى آن كمال تعريف و نهايت اعتدال را دارد و مركبات هم از قبيل بكرائى و نارنگى و نارنج و پتائى و ليموى آب به قدر چهارصد پانصد بوته به هم مىرسد و قلعه خرابهء رعيّتى نيز دارد و فعلا باير [ ست ] و كسى در آن نشيمن ندارد و شكار هم از قبيل غوچ و ميش و بز و تكه و كبك و تيهو و سباع از جنس پلنگ و خرس و گرگ و كفتار و يوز و گراز بسيار است . رود گلو منبعش از كوههاى سهران و از يمين بچگان كه ذكرش خواهد رسيد به فاصلهء دو فرسخ رد شده و به كندر و از آنجا به كوچ اندر خاك فارس مىرود و بالاى كندر به فاصلهء يك فرسخ رود كندر به آن متّصل [ است ] و زير كندر به فاصلهء نيم فرسخ رودخانهء دزدى به آنها ممزوج [ مىشود ] و اين سه رود ممزوجا به كوچ اندر [ مىرود ] و مصبّش حوالى رودان است . گدار كتكه 623 بالجمله از دهكهان تا بچگان چهار فرسخ و خطش به جنوب غربى و راهش سنگلاخ و به نهايت صعب العبور است و يك فرسخ اوّل قدرى هموار و اندكى رو به فراز است و بعد از آن به گدارى مىرسد موسوم به گدار كنكه ، و قريب ربع فرسخ طورى سراشيب است كه غير از اسب و پياده ساير حيوانات خصوصا شتر را به هيچ‌وجه قوّهء عبورومرور نيست و توپ را هم نمىتوان عبور داد . چشمهء كنكه - قدمگاه 624 و همين‌كه به پائين گدار مىرسد طرف يمين جادّه وصل به راه چشمه‌اى است مسمّى به چشمهء كنكه و آب آن شيرين و دويست سيصد اصله نخل در آنجا و آب مزبور به قدر كفاف آنها است و در آن نقطه زيارتگاهى است و در عرف اهالى اين حدود آن را قدمگاه على ابن ابى طالب عليه السّلام مىنامند و يك نفر خادم دارد . مالك نخيلات مزبور از اهالى بچگان [ است ] و جزئى مالياتى فراخور حال بر آن بسته‌اند [ 362 ] و گذشته از اين فقره از خود خادم هم مبلغى به عنوان سرشمار دريافت مىكنند . و معذلك آب اين چشمه را از اثر قدم مبارك آن حضرت مىدانند

--> ( 1 ) - پيش ازين اصطلاح « كتوك » به كرّات آمده است .