عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
286
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
بهسوى شاهآباد 549 صبح پنجشنبه بيست و نهم - بعد از اداى فريضه منشيها را احضار كرده و كاغذهاى شهر كرمان و طهران و تبريز را كه شبانه نوشته و حاضر كرده بودند بسته با قاصد مخصوص روانه و تأكيد نمودم طورى برود كه براى پنجشنبه هفتم شهر رمضان وقت حركت پست دولتى برسانند . و در اينبين مجددا غلام رسيد و نوشتجات پستى و ولايتى را آورد و چون اين منزل قدرى مطوّل بود فرصت ديدن آنها را ننموده موقوف بر توقف شاهآباد خالصه داشتم . و همينكه دو ساعت از دسته گذشت اردو پيشوپس حركت كرد روانهء شاهآباد خالصه شدند . [ 326 ] راه اين منزل هفت فرسخ كامل و مسطّح و هموار [ ست ] و تمامش در همان جنگل معروف سير مىكند ، و در حوالى شاهآباد چنان كه ذكر شد جنگل مزبور منتهى مىشود . و اين خطّ نيز به شرق شمالى سير مىكند و اطراف راه هم از علوفهء سابق الذّكر موجود [ ست ] . و تا اواسط سه چهار شعبه سيلاب از شمال به جنوب جارى و به جازموريان ملحق مىشود و چون آب اين رودخانهها از باران [ است ] و منبع برف و چشمهسارى ندارد درصدد تعيين مجرى و معلومات آن نيستيم . امامزاده مقداد 550 و همينكه پنج فرسخ از زه كلوت بگذرد در يمين راه به فاصلهء صد قدم امامزادهء محقّرى است داراى يك اوطاق و يك صفّه تيرپوش و دو پستوى كوچك و معروف است به امامزاده مقداد و در عرف عوام گويند از اولاد نزديك سلطان الاولياء حضرت امير المؤمنين على ابن ابى طالب عليهم السلام است ، و اطراف آن قبرستان بزرگى از قديم است كه تاريخ پاره [ اى ] سنگهاى مقابر زياده از دويست سال قبل از اين است . يك نفر هم خادم دارد و اهالى اين صفحات گاهگاهى نذرى نموده و چيزى به مشار اليه مىدهند . ديگر از صحّت و سقم اين مسئله كه اين بزرگوار از اولاد كدام امام [ است ] و در اين نقطه فوت يا شهيد شدهاند چيزى معلوم نشد . شكار چهل و يك آهو 551 بالجمله خود من چنان كه رسم است از ابتداى منزل از جادّه خارج [ شدم ] و به طرف يمين راه با اجزاء شكار به عزم شكار رفته و جرگه را مرتبا چيدم و از حسن اتفاق امروز زياده از همهروز آهو ديده و به قرار تفصيل ذيل چهل و يك رأس آهو